راه ترقی - مشرق /متن پیش رو در مشرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
این طرح نشان داد که دشمنان خارجی ایران در خطرناکترین حالت ممکن، یعنی بهرهبرداری از اختلافات قومی همزمان با جنگ خارجی، به دنبال تجزیه کشور و فروپاشی تمامیت ارضی بودند.
به گزارش سرویس جهان مشرق، در پی تهاجم تروریستی گستردهی دو رژیم جنایتکار آمریکا و اسرائیل تحت عملیات مشترک به اصطلاح «خشم حماسی/شیر غرّان» در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، جزئیات یک طرح محرمانه و بسیار خطرناک از سوی سیا و موساد فاش شد که هدف آن «ورود همزمان هزاران عنصر تروریست مسلح کرد به داخل ایران و تصرف چهار استان مرزی» بود.
این گزارش جامع، با تکیه بر تحلیلهای رسانههای بینالمللی از جمله گزارش اختصاصی بیبیسی، ابعاد این تهدید علیه تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران را بررسی کرده و واکنش قاطع و پیشدستانه نیروهای مسلح ایران را به عنوان عامل اصلی ناکامی و بایگانی شدن آن تحلیل مینماید.
ابعاد تهدید: تشریح عملیات «شیر غرّان» و نقش کردهای تجزیهطلب
۱. هسته اصلی طرح: عملیات با پشتیبانی سیا و موساد
بر اساس گزارشهای متقن از رسانههای صهیونی نظیر اسراییل هیوم، تایمز آو ایزرائل و تحلیلهای مراکز مطالعاتی امنیت ملی، موساد در طول سالها بر روی طرحی برای استفاده از تجزیهطلبان تروریست کُرد به عنوان «نیروی زمینی» کار کرده بود.
منابع متعدد به خبرگزاری CNN تأیید کردند که سیا و موساد به طور فعال در حال هماهنگی با احزاب مسلح کرد اقلیم عراق برای انجام یک عملیات براندازانه گسترده در داخل کشورمان بودهاند.
۲. اهداف راهبردی و جغرافیایی
ورود همزمان و تصرف شهرها: برنامه اصلی طرح، بسیج «دهها هزار» تروریست مسلح کرد با پوشش هوایی آمریکا و رژیم صهیونی و ورود از مرز عراق به سمت تهران بود. هدف آنها گشودن جبهههای نفوذ، تصرف شهرهای کردنشین و سپس حرکت به سمت پایتخت بود.
تحریک جنگ داخلی: تحلیلگر امنیتی رژیم صهیونی، راز زیمت (Raz Zimmt) در گزارش کانال ۱۲ اسرائیل اذعان میکند که هدف نهایی این یورش زمینی، ایجاد «اثر دومینو» بود تا پس از کردها، دیگر اقوام نیز به صف شورشگران بپیوندند.
هماهنگی با اغتشاشات داخلی: این طرح به دنبال بهرهبرداری از فضای بحرانی ایران بر اثر آشوبهای تروریستی دیماه و با هدف گسترش دامنه ناآرامیها به یک جنگ داخلی فراگیر طراحی شده بود.
۳. ائتلاف احزاب تروریستی کرد
برای تحقق این هدف، چندین حزب اصلی تروریست مسلح کرد (از جمله PDKI، PAK، PJAK و Komala) در تاریخ ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، یعنی تنها شش روز قبل از آغاز حملات هوایی، یک «ائتلاف نظامی سیاسی» تشکیل داده و قرارگاه فرماندهی مشترک خود را مستقر کردند تا تحت یک ساختار فرماندهی واحد عمل کنند. این ائتلاف که تخمین زده میشد بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نیروی مسلح داشته باشد، برنامه خود را برای عملیات «در دست گرفتن اراضی» اعلام کرده بود تا از خلاء قدرت ناشی از حملات هوایی بهره ببرد.
تأیید تهدید از سوی منابع غربی و اعتراف ترامپ
خبرنگار ارشد بیبیسی، اورلا گورین، با حضور در شمال عراق گزارش داد که احزاب تروریست مسلح کرد مستقر در اقلیم کردستان عراق تأیید کردهاند که برنامه عبور از مرز را دارند. یکی از مقامات PAK در این گزارش صراحتاً گفت: «ما ۴۷ سال است که منتظر چنین فرصتی بودهایم و آمادهایم.» علاوه بر این، روز سهشنبه(۱۹ می/۲۹ اردیبهشت)، بیبیسی فارسی، در گزارشی از ژیار گل، خبرنگار نزدیک به گروههای تروریست مسلح اقلیم، وجود این طرح اطلاعاتی-عملیاتی کثیف را مورد تایید و تاکید قرار داد.
از این مهمتر، رئیسجمهور پیشین آمریکا در سخنرانیهای خود در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۵) ضمن ابراز نارضایتی از کردها، گفت: «ما اسلحههای زیادی را به معترضان فرستادیم... اما کردها آنها را برای خودشان نگه داشتند.» همچنین او مدعی شد که این طرح در نهایت به دلیل فشار دولت ترکیه کنار گذاشته شد. البته، این ادعا هم، مثل سایر ادعاهای گزاف ترامپ در طول ماههای گذشته، از جمله انداختن تقصیر عقبنشینی از ضربالاجل به ایران به گردن درخواست پاکستان، قطر، عربستان و ...جای تردید جدی دارد.
عامل اصلی شکست: پیشدستی و هوشمندی نیروهای مسلح ایران
برخلاف تحلیلهای غربی که عمدتاً نقش فشار ترکیه را پررنگ جلوه میدهند، شواهد میدانی و گزارشهای عینی نشان میدهد که عامل تعیینکننده در نابودی این طرح، «پیشدستی تاکتیکی» و «حمله منظم و مستمر» نیروهای مسلح ایران و نیروهای مقاومت علیه پایگاههای کرد در عراق بوده است.
۱. حملات گسترده و هدفمند از نخستین ساعات
از همان لحظه آغاز حملات هوایی (۲۸ فوریه/ ۹ اسفند)، جمهوری اسلامی ایران استراتژی مشخصی را برای بستن پای «نیروی زمینی» تروریستهای مسلح کرد به کار گرفت.
سپاه پاسداران، همزمان با پدافند در برابر حملات، عملیات گسترده موشکی و پهپادی را علیه مقرهای احزاب مسلح کرد در اقلیم کردستان عراق آغاز کرد.
۲. تخریب زیرساختها و جلوگیری از تجمع
بر اساس گزارشهای منطبق، تا تاریخ ۲۰ آوریل (۳۱ فروردین)، بیش از ۸۰۰ حمله (شامل حدود ۱۷۰ حمله مستقیم به مواضع احزاب تجزیهطلب کرد) توسط نیروهای مسلح ایران علیه اهداف در اقلیم کردستان انجام شده بود. این حجم از بمباران نه تنها انبارهای مهمات آنها را منهدم کرد، بلکه هرگونه فرصت برای سازماندهی و حرکت گسترده آنها را از میان برد. آمارها نشان میدهد که حملات حتی پس از اعلام آتشبس در آوریل نیز ادامه یافت تا اطمینان حاصل شود که تهدید به طور کامل خنثی شده است.
۳. بیانیه رسمی و افشای اهداف دشمن
وزارت اطلاعات ایران در روز ۱۴ اسفند رسماً اعلام کرد که در عملیات مشترک با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، «پایگاههای گروههای تجزیهطلب را که قصد ورود به کشور از مرزهای غربی را داشتند، با تلفات سنگین هدف قرار داده است.» این اعلام موضع نشاندهنده آگاهی اطلاعاتی کامل ایران از ماهیت و زمانبندی دقیق تهدید بود.
بزرگی تهدید و اهمیت پیشدستی هوشمندانه و مقتدرانه
۱. بزرگی پتانسیل تهدید: این طرح نشان داد که دشمنان خارجی ایران در خطرناکترین حالت ممکن، یعنی بهرهبرداری از اختلافات قومی همزمان با جنگ خارجی، به دنبال تجزیه کشور و فروپاشی تمامیت ارضی بودند.
۲. نقش محوری و هوشمندی ایران: اگرچه ادعا میشود فشار ترکیه نیز در توقف نهایی طرح موثر بود، اما واقعیت میدانی حاکی از آن است که نیروهای مسلح ایران با انسجام و چابکی مثالزدنی، با وارد کردن ضربات مهلک پیش از هرگونه تحرک زمینی دشمن، عملاً پازل دشمن را در هم شکستند. عملکرد ایران از سطح یک واکنش صرف فراتر رفت و یک عملیات تهاجمی و پیشگیرانه موفق را رقم زد.
۳. انزوای سناریوی تجزیه: در نهایت، این سناریو که به عنوان یک «عملیات محرمانه» طراحی شده بود، با هوشیاری ایران، به یک رسوایی اطلاعاتی برای سیا و موساد تبدیل شد. ناتوانی در اجرای این طرح نه به دلیل کوتاهی تروریستهای مسلح کُرد و خائن نبودن دولت خودگردان حاکم بر اقلیم، بلکه به دلیل قدرت بازدارندگی و قدرت حمله پیشدستانه ایران بود، عاملی که رسانههای غربی عمداً سعی در کمرنگ نشان دادن آن داشتند.
بازار ![]()