چهارشنبه ۱۷ دي ۱۴۰۴
اجتماعی

برادرزاده از قصاص گریخت؛ عمو سارق شد

برادرزاده از قصاص گریخت؛ عمو سارق شد
راه ترقی - همشهری / وقتی پسری جوان که مرتکب جنایت شده بود، از قصاص گریخت و به پرداخت دیه محکوم شد، عموی او برای تهیه پول دیه به تکاپو افتاد و سر از دنیای سارقان در آورد تا ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - همشهری / وقتی پسری جوان که مرتکب جنایت شده بود، از قصاص گریخت و به پرداخت دیه محکوم شد، عموی او برای تهیه پول دیه به تکاپو افتاد و سر از دنیای سارقان در آورد تا او را از زندان آزاد کند.
چند روز قبل، زمانی که پسری جوان پشت ترافیک خیلی از خیابان‌های تهران گیر کرده و در حال صبحت با تلفن همراهش بود، سارقی گوشی او را قاپید و می‌خواست سوار بر ترک موتور همدستش فرار کند اما دستپاچه شد و روی زمین افتاد. همین اتفاق ساده باعث دستگیری او شد و با انتقال وی به اداره پلیس معلوم شد که این متهم ۲۶ ساله، برای نخستین‌بار مرتکب سرقت شده و هیچ سابقه کیفری در پرونده‌اش ثبت نشده است. او در بازجویی ها، مدعی شد که برای آزادی برادرزاده‌اش از زندان دست به سرقت می‌زد و حالا تحقیقات از او ادامه دارد.
گفت‌وگو با متهم
چرا مسیر سرقت را انتخاب کردی؟
چون می خواستم فرشته نجات برادرزاده ام شوم. باور کنید اگر راه دیگری داشتم، هرگز این کار را نمی‌کردم. باور کنید اولین بار است که دستگیر شده‌ام.
چرا می خواستی فرشته نجات برادرزاده ات شوی؟
برادرزاده‌ام چند سال پیش در یکی از شهرهای شمال شرق کشور با برادران دختر موردعلاقه‌اش دعوا کرد و آنها را با چاقو زد. یکی از برادران فوت شد و دادگاه برادرزاده‌ام را به قصاص محکوم کرد. پس از تلاش فراوان، سرانجام اولیای دم رضایت دادند اما دیه ۳میلیارد تومانی خواستند. پولی که تهیه‌اش برای ما غیرممکن بود.
برای تهیه دیه چه کارهایی انجام دادید؟
هرچه داشتیم فروختیم. طلا، وسایل خانه، حتی ماشین. قرض گرفتیم، وام خواستیم، اما باز هم پول جور نشد. تا اینکه یکی از آشناها گفت راهی هست که سریع پول درمی‌آوری. اول قبول نکردم. اما وقتی دیدم هیچ راهی نمانده، ناچار شدم سرقت کنم.
چطور وارد باند موبایل‌قاپی شدید؟
گفتند کار سختی نیست، خشونت ندارد و سریع تمام می‌شود. گفتند فقط گوشی می‌گیری و می‌روی. من هم ساده‌لوحانه باور کردم. می خواستم هرچه در می آوردم جمع کنم برای دیه. هدفم فقط آزادی برادرزاده ام بود. اما فکرش را نمی کردم که دستگیر می شوم. فهمیدم نه تنها کمکی نکردم، بلکه خودم هم به دردسر افتادم. البته نه فقط خودم بلکه باز هم فامیل را درگیر این اشتباه بزرگ کرده ام.
بازار


نظرات شما