راه ترقی - ایسنا / رضا کیانیان بازیگری است که دوست ندارد فقط احساسات تماشاگر را به غلیان دربیاورد بلکه میکوشد تفکر او را هم به جنبش وادارد.
۲۹ خرداد زادروز رضا کیانیان است ولی او ترجیح میدهد به جای انجام یک گفتگوی خبری یا نگارش یادداشتی به این مناسبت، سکوت کند و مهمترین آرزویش این است که حال مردم کشورمان بهتر شود.
او هم مانند هر هنرمند دیگری ایدهها و آرزوهایی دارد که هنوز محقق نشدهاند و چه بسیار نقشهایی که هنوز فرصت بازی در آنها دست نداده است.
زمستان سال ۹۳ اما کیانیان این فرصت را یافت تا با بازی در نمایش «مردی برای تمام فصول» به کارگردانی بهمن فرمانآرا، آرزوی ۳۵ ساله خود را برای بازی در نقش «سر تامس مور» جامه عمل بپوشاند.
کیانیان در همان مقطع در گفتگوی مفصلی که به انگیزه بازی در این نمایش با ایسنا داشت، از تغییر نگاهش نسبت به این شخصیت سخن گفت.
از آنجاکه بخشی از سخنان او ، قابل تامل است، جملاتی از آن گفتگو را با هم مرور میکنیم.
کیانیان هم مانند بسیاری از جوانان دهه ۵۰ سری پر شور داشت. او دانشجوی تئاتر دانشکده هنرهای زیبا بود و آینده خود را در بازیگری جستجو میکرد. اکران فیلم «مردی برای تمام فصول» در چنین اثنایی، رویایی را در ذهن این دانشجو ایجاد کرد؛ بازی در نقش سر تامس مور! شخصیتی مذهبی که بر اصول خود ایستاد تا جایی که جانش را فدا کرد.
سالها گذشت و دانشجوی سابق به بازیگری توانمند و حرفهای تبدیل شد و در نقشهای گوناگونی بازی کرد ولی در گوشه ذهنش همیشه چند نقش چشمک میزدند که یکی از آنها همین سر تامس مور بود.
این رویا، ۳۵ سال بعد محقق شد اما مانند بسیاری از آرزوهایی که دیر به دست میآیند، حالا نگاه بازیگر مورد نظر ما به این نقش تغییر کرده بود.
او که حالا کولهباری از تجربیات گوناگون بر دوش داشت، به منتقد سر تامس مور تبدیل شده بود.
تماشاگری که داستان سر تامس مور را میدانست، احتمالا انتظار داشت با دیدن نمایش «مردی برای تمام فصول» برای این مرد دل بسوزاند و بر سرنوشت غمانگیزش اشک بریزد، اما «سر تامس مور»ی که رضا کیانیان بازی میکرد، نه تنها ترحمبرانگیز نبود بلکه در برخی لحظات، لج تماشاگر را هم درمیآورد!
کیانیان درباره شیوه بازی خود در این نمایش گفته بود: «کلا شیوه بازیگری من فاصلهگذارانه است. یعنی شیوه همذاتپندارانه نیست که کاری کنم که تماشاگر با نقش همذات شود. بلکه کاری میکنم که تماشاگر درباره نقش فکر کند. همین که شما فکر کردی، به بازی من برمیگردد. جوری بازی نمیکنم که تماشاگر بگوید «طفلک!». پیاز داغ عواطف را زیاد نمیکنم که تماشاگر به لحاظ عاطفی با آن همذات شود. اتفاقا کاری میکنم که خیلی جاها همذات نشوید و درباره آن فکر کنید.»
او که علاقهای ندارد تا اشک و زاری تماشاگر را راه بیندازد، در این باره توضیح داده بود: «وقتی این نمایش اجرا میشود، بسیاری از تماشاگران همسن من، با نوع نگاه من، نگاه میکنند، اما کسانی که همسن شما یا کوچکتر هستند، با همین نگاه شما نگاه میکنند و میگویند یعنی چه؟! لج آدم را هم درمیآورد! با این حال، همین متن را طوری میتوان اجرا کرد که همه شما سر تا سر نمایش حق را به سر تامس بدهید و برای سرتامسمور گریه کنید. هیچ کاری ندارد. اتفاقا در آستین من و بسیاری از بازیگران است. چون تمام عناصر این نمایش آماده است برای اینکه تماشاگر آخرش زار بزند و از سالن بیرون برود با این خیال که سر تامس به جای او جنگید... به جای او ایستادگی کرد... و به جای او به شهادت رسید! اما من نمیگذارم تماشاگر خواب آرام داشته باشد. طوری بازی میکنم که تماشاگر همین عواطف را نسبت به سر تامس داشته باشد ولی از خودش بپرسد: خودش چه کار کرده؟ خودش چه کار باید بکند؟ و با این افکار از سالن بیرون برود.»
اینها بخشی از نگاه بازیگری است که از نوجوانی و در شهر مشهد به بازیگری در تئاتر روی آورد و سالها عضو گروه تئاتر «پارت» مشهد بود.
در دوران دانشجویی و در دانشکده هنرهای زیبا نزد استادانی چون علی رفیعی و حمید سمندریان آموزش دید و از همان زمان در آثار استادان خود روی صحنه رفت.
برای بازیگر شدن در سینما سالها شکیبایی کرد و بعد از چند تجربه پراکنده، سرانجام با بازی در نقشی مکمل در فیلم «کیمیا» ساخته احمدرضا درویش، خود را به عنوان چهرهای تازه در زمینه بازیگری سینما شناساند.
بازی در نمایشهای «آنتیگونه»، «خرده بورژوا»، «چهرههای سیمون ماشا»، «ازدواج آقای میسیسیپی»، «یک روز خاطرهانگیز از زندگی دانشمند بزرگ وو»، «یادگار سالهای شن»، «بازی استریندبرگ»، «حرفهای»، «پرفسور بوبوس»، «پدر»، «بداهه»، «عرق خورشید اشک ماه»، «پدر» و فیلمهایی مانند «خانهای روی آب»،«یه بوس کوچولو»، «سگکشی»، «سینما سینماست»، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «ماهیها عاشق میشوند»، «یک حبه قند»، «فرش باد»، «یک تکه نان»، «روبان قرمز»،«خاک آشنا»، «پاداش»، «همیشه پای یک زن در میان است»، «کفشهایم کو؟» و مجموعههای «آپارتمان»، «شلیک نهایی»،«دوران سرکشی»،«کیف انگلیسی»، «مختارنامه»، «شاهگوش»، «شهرزاد»، «وکلای جوان»، «قلب یخی»، «بامداد خمار» «بیعاطفه»،«هفت» و ... بخشی از کارنامه بازیگری او را دربرمیگیرد.
کیانیان در کنار بازیگری گاهی هم به نقاشی و عکاسی و مجسمهسازی سرک کشیده و پارهای اوقات هم دست به قلم شده و کتابی نوشته است؛ کتابهایی مانند «بازیگری»، «تحلیل بازیگری»، «شعبده بازیگری»، «بازیگری در قاب»، «ناصر و فردین»، «این مردم نازنین» و ... که عموما به حوزه کاری او یعنی بازیگری مرتبط است.
او امسال ۷۵ شمع بر کیک تولدش روشن میکند.
بازار ![]()