راه ترقی - ایسنا / علی تقوی، عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر ایران در یادداشتی به حماسه کربلا در شعر معاصر ایران پرداخت و نوشت:
«از همان سده چهارم هجری بدینسو، شاعرانی چون کسایی مروزی، فردوسی، ربیع، سیف فرغانی، ابنحسام خوسفی، محتشم کاشانی، عمان سامانی و سروش اصفهانی به شعر آیینی و مضامین متنوع شعری آن توجه نشان دادهاند. شعر آیینی در دوره معاصر بیش از پیش رواج و گسترش یافت و شاعران بسیاری با توجه به مفاهیم و موضوعاتی چون بعثت و نبوت، ولایت و امامت، قیام عاشورا و انتظار، اشعار آیینی درخور توجهی را سرودهاند. یکی از مهمترین مقولههای شعری آیینی، شعر عاشورایی در وصف حماسه کربلا و بیان رشادتها و جانفشانیهای امام حسین (ع) و یارانش است که در ادامه، گذری و نظری بر این مقوله مهم در آثار سه تن از شاعران معاصر، نصرالله مردانی، قیصر امینپور و سیدحسن حسینی خواهم داشت.
ازجمله شاعران معاصر مطرح و پرکار در حوزه شعر آیینی، نصرالله مردانی است. او همواره دلبسته اهل بیت (ع) بود و در برپایی همایشها و کنگرههای شبهای شعر عاشورایی و کنگره شعر اربعین سعی و اهتمامی خاص داشت و افزونبر سرودههای خود، اشعار آیینی بسیاری از دیگر شاعران را نیز تدوین و منتشر کرده است. در سرودههای آیینی مردانی، شعرهای عاشورایی جایگاهی خاص دارد. یکی از زیباترین شعرها، غزل «میدان عطش» در رثای امام حسین(ع) و یادکرد واقعه عاشوراست که شاعر با مردّف ساختن شعر با واژه «گذشت» و برگزیدن بحر رمل، حزن و اندوه خود را بهخوبی منعکس ساخته است:
آنچه در سوگ تو ای پاکتر از پاک گذشت
نتوان گفت که هرلحظه چه غمناک گذشت
چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید
که زمان مویهکنان از گذر خاک گذشت
سر خورشید بر آن نیزه خونین میگفت
که چهها بر سر آن پیکر صد چاک گذشت
جلوه روح خدا در افق خون تو دید
آنکه با پای دل از قله ادراک گذشت
مرگ هرگز به حریم حرمت راه نیافت
هر کجا دید نشانی ز تو، چالاک گذشت
حرّ آزاده شد از چشمه مهرت سیراب
که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت
آب شرمنده ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او این همه بیباک گذشت
بر تو بستند اگر آب، سوارانِ سراب
دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت
با حدیثی که ملائک ز ازل آوردند
سخن از قصه عشق تو ز لولاک گذشت
قیصر امینپور نیز در برخی از اشعار خود بهویژه در منظومه روز دهم و مثنوی «نینامه» به حماسه کربلا و روایت شاعرانه آن روی آورده است. او در نینامه، در استقبال از نینامه مولوی، روز عاشورا و شهادت امام حسین (ع) را با بیانی نمادین به تصویر کشیده است که ابیاتی از آن چنین است:
خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
خوشا نینامهای دیگر سرودن
نوای نی نوای بینوایی است
هوای نالههایش، نینوایی است
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد
دل نی نالهها دارد از آن روز
از آن روز است نی را ناله پرسوز
سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال
سری بر نیزهای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
گرانباری به محمل بود بر نی
نه از سر، باری از دل بود بر نی
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی نوای عشق سر داد
در شعر معاصر ایران، چندتن از شاعران معاصر، در همان قالبهای سنتی و عروضی اشعار آیینی خود را سرودند و شاعرانی نیز از قالبهای شعر آزاد نیمایی یا سپید در این زمینه بهره گرفتند. از شاعرانی که از ظرفیت شعر آزاد نیمایی یا سپید برای این منظور استفاده کردهاند، میتوان از طاهره صفارزاده، سیدعلی موسوی گرمارودی، سیدحسن حسینی و قیصر امینپور یاد کرد. امینپور در منظومه روز دهم، در قالب شعر آزاد، با بهرهمندی درست از عناصر داستانی و نمایشی مانند روایت، شخصیتپردازی و گفتوگو، و همچنین استفاده بسیار از آرایه تشخیص، مخاطب نوجوان و چهبسا بزرگسال این منظومه را، با تصویرهایی پویا و ناب از روز عاشورا مواجه ساخته است. دو بند آغازین این منظومه، اینگونه است:
«روز عاشوراست/ کربلا غوغاست/ کربلا آن روز غوغا بود/ عشق، تنها بود! / آتش سوز و عطش بر دشت میبارید/ در هجوم بادهای سرخ/ بوتههای خار میلرزید/ از عرق، پیشانی خورشید، تر میشد/ دمبهدم بر ریگهای داغ/ سایهها کوتاه میشد/ سایهها را اندکاندک/ ریگهای تشنه مینوشید/ زیر سوز آتش خورشید/ آهن و فولاد میجوشید/ دشت، غرق خنجر و دشنه/ کودکان، در خیمهها تشنه/ آسمان غمگین، زمین خونین/ هر طرف افتاده در میدان:/ اسبهای زخمی و بیزین/ نیزه و زوبین».
در دوره معاصر، در زمینه شعر آیینی، سیدحسن حسینی را باید شاعری جریانساز بهشمار آورد که در چند مجموعه شعری خود، فراتر از مدح و منقبتهای صرف مرسوم در شعر برخی از شاعران، اشعار آیینی درخور توجهی سروده است. او در تمام سالهای زندگی خود همواره ارادتی خاص به اسلام و تشیع، و پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) مکرّم او داشت و این موضوع هم در شیوه زیست و زندگی او و هم در آثارش مشهود بود. مهمترین اشعار آیینی حسینی را باید در دفتر شعر گنجشک و جبرئیل بازخواند که شامل سی قطعه شعر آیینی با محوریت عاشوراست. او که از همان دهه ۱۳۵۰، هم در قالبهای نو طبع شعری خود آزموده و هم گرایشهای دینی و مذهبی در وجودش نهادینه شده بود، در دهه ۱۳۶۰، پارهای از مهمترین دغدغههای دینی و معرفتی خود را درخصوص حماسه کربلا و واقعه عاشورا در قالبهای آزاد نیمایی و سپید به شعر بیان کرده است. حسینی در ضمن گفتوگویی، ضمن نقد آنانکه واقعه کربلا را فارغ از جنبههای حماسی آن روایت میکنند، هدف خود از سرودن اشعار این مجموعه را بازگرداندن درونمایه حماسی به این واقعه در زبان شعر معاصر بیان میکند. از ویژگیهای مهم کتاب، بیان هنری و تصویری آن، بهویژه استفاده هنرمندانه شاعر از آرایههای استعاره، نماد، ایهام و تناسبهای درونی است. از زیباترین این شعرها، که میتوان آن را از بهترین شعرهای عاشورایی در چند دهه اخیر نیز به شمار آورد، شعر «راز رشید» است که حسینی به وصف ایثار و جانفشانی حضرت ابوالفضل عباس(ع) روی آورده است. بندهایی از این شعر چنین است:
«به گونه ماه/ نامت زبانزد آسمانها بود/ و پیمان برادریات/ با جبل نور/ چون آیههای جهاد/ محکم! / تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد/ و ساعتی بعد/ در باران متواتر پولاد/ بریدهبریده / افشا شدی.../ تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد/ و کنار درک تو/ کوه از کمر شکست».
شعر «کرامت سرخ» از کتاب گنجشک و جبرئیل، در وصف شهادت امام حسین(ع) است:
«آن روز بار دیگر/ در گیرودار حادثهای مغموم/ پیشانی بلندِ زمزمهای ناب/ در رکعت گلوی تو/ ضربت خورد/ و آفتاب نارس یک مفهوم/ در خانقاه خون تو/ کامل شد.../ باغ کرامت است/ گلوی تو/ یا حسین!».
حسینی در قالب نثر نیز علائق و دلبستگیهای ویژه خود را به اهل بیت(ع) نشان داده است. از او در این زمینه دو کتاب با عناوین شقایقنامه و طلسم سنگ در دست است. در واقع، این دو کتاب بازآفرینی دیگری از مجموعه شعر گنجشک و جبرئیل است و شاعر اینبار در قامت نویسندهای زبردست، حماسه کربلا را با نثری شاعرانه روایت میکند و در جایجای آن برای تأثیر بیشتر سخن، اشعاری از کتاب گنجشک و جبرئیل یا دیگر اشعار تازهسروده خود یا سایر شاعران درج کرده است.
کتاب شقایقنامه در ده فصل، در وصف ادبی و شاعرانه حماسه عاشوراست که نخستینبار در ایام محرم در شبکه رادیویی تهران اجرا و چند سال بعد، به همت ادارهکل تحقیق و توسعه صدا در سال ۱۳۸۴ در ۶۱ صفحه منتشر شد. کتاب طلسم سنگ ویراستی دیگر از نوشتههای عاشورایی حسینی در کتاب شقایقنامه همراه با اشعاری از وی یا دیگر شاعران است که انتشارات سوره مهر آن را در ۱۲۵ صفحه در سال ۱۳۸۳ منتشر کرده است. حسینی در معرفی این کتاب مینویسد: «نوعی مقتل امروزی و قرائتی در حد امکان و توان از حماسه کربلا در پرتو درک و دریافتهای فردی و زیر نور شعر و نثر گذشته و امروز».
حسینی در طلسم سنگ، از نگاه خود و با نثری شاعرانه حماسه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش را در ده فصل روایت کرده و به تصویر کشیده است: دو فصل نخست حکم درآمدی بر موضوع دارد، فصل سوم در ذکر شام عاشوراست و فصلهای چهارم و پنجم به وصف رشادتهای حرّ بن یزید ریاحی، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اختصاص پیدا کرده است. دو فصل دیگر در بیان سلحشوری و شهادت ابوالفضل عباس(ع) و امام حسین(ع) است. در فصل هشتم، نویسنده از حضرت زینب(س) با عنوان سالار صبوران و الگو و نمونهای برای همه زنان یاد میکند و به نقش پررنگ او در زنده نگاه داشتن حماسه کربلا و ثبت همیشگی آن در گستره تاریخ میپردازد.
فصل نهم کتاب، درباره امام سجاد(ع) و تأکید بر نقش مؤثر او پس از واقعه کربلاست. آخرین فصل کتاب خود شامل هفت جستار کوتاه است و حسینی به چرایی و دلایل قیام امام حسین(ع) میپردازد. جان کلام نویسنده در این فصل، بیان کجرویها و انحرافهای صورتگرفته از راه راست و درست اهل بیت عصمت و طهارت، و درنهایت ضرورت قیام امام حسین(ع) برای اصلاح این روند و هدایت مردم به راه صواب است. حسینی معتقد است آن امام هُمام برای این «قیام کرد تا انسان را معنا، و شرف را مفهوم، و ایثار را مصداق، و رنگ زرد را شکست جاوید دهد! [...] سومین برهان رهایی، آغازگر توحیدیترین راه برای احیای ارزشهای فراموششده زمان پیامبر اکرم(ص) است. [...] سرِ مردان و سالار جوانمردان، حضرت حسین(ع) در آزمونی خونآلود که خود برگزیده است، سختترین بندهای تعلق راکه ریشه در روح و روان آدمی دارد، یکییکی میگسلد و به کربلا وجهی نمادین برای ازخودگذشتگی جاودانه میبخشد».