جمعه ۲۶ تير ۱۴۰۵
دانش

آیا حرف زدن مثل انسان یعنی هوش مصنوعی «آگاه» شده است؟

آیا حرف زدن مثل انسان یعنی هوش مصنوعی «آگاه» شده است؟
راه ترقی - خبرآنلاین/ هرچه مدل‌های هوش مصنوعی توانمندتر می‌شوند، مرز میان تقلید از رفتار انسان و داشتن تجربه ذهنی واقعی باریک‌تر می‌شود. آیا ممکن است یک چت‌بات واقعاً چیزی ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - خبرآنلاین / هرچه مدل‌های هوش مصنوعی توانمندتر می‌شوند، مرز میان تقلید از رفتار انسان و داشتن تجربه ذهنی واقعی باریک‌تر می‌شود.
آیا ممکن است یک چت‌بات واقعاً چیزی را احساس کند؟ این سؤال پس از انتشار نتایج پژوهشی از شرکت آنتروپیک دوباره به صدر بحث‌های هوش مصنوعی بازگشته است.
در این پژوهش برخلاف بسیاری از بحث‌های رایج، پژوهشگران مستقیماً ساختار داخلی کلاود را بررسی کرده‌اند و نشانه‌هایی یافته‌اند که به «نظریه فضای کاری سراسری» (Global Workspace Theory) شباهت دارد. این نظریه یکی از شناخته‌شده‌ترین نظریه‌های علوم اعصاب برای توضیح آگاهی است.
طبق این نظریه، تجربه آگاهانه زمانی شکل می‌گیرد که اطلاعات بتواند به‌طور گسترده در بخش‌های مختلف مغز به اشتراک گذاشته شود.
محققان آنتروپیک با بررسی نحوه پردازش اطلاعات در کلاود به الگویی شبیه یک «فضای کاری ذهنی» برخورد کردند. فضایی که اطلاعات مرتبط با گفت‌وگو را موقتاً نگه می‌دارد، میان آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و به مدل کمک می‌کند پیش از پاسخ دادن، نوعی استدلال مرحله‌به‌مرحله انجام دهد.
آیا هوش مصنوعی آگاه شده است؟
همه این طور فکر نمی‌کنند.
«آنیل ست»، عصب‌شناس و پژوهشگر آگاهی، در گاردین هشدار می‌دهد که نباید هوشمندی را با آگاهی اشتباه گرفت. به گفته او، کلاود ممکن است در پردازش اطلاعات و استدلال بسیار توانمند باشد، اما این موضوع به‌خودی‌خود به معنای داشتن تجربه ذهنی یا احساسات نیست. به بیان ساده، یک سیستم می‌تواند رفتاری شبیه انسان داشته باشد، بدون اینکه واقعاً چیزی را «تجربه» کند.
به گفته ست، مشکل اصلی این است که انسان‌ها اغلب هوشمندی را با آگاهی یکی می‌گیرند. در حالی که این دو مفهوم کاملاً متفاوت‌ هستند. آگاهی یعنی داشتن تجربه ذهنی، اینکه واقعاً چیزی را احساس کنید. درد دندان، لذت خوردن بستنی در یک روز گرم، اضطراب، ترس یا شادی، همگی نمونه‌هایی از تجربه آگاهانه هستند.
به بیان دیگر، یک سامانه ممکن است بسیار باهوش به نظر برسد، بدون اینکه هیچ تجربه درونی از جهان داشته باشد.
موضوع آگاهی هوش مصنوعی پیش از این چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند ریچارد داوکینز را هم وارد بحث کرده است. داوکینز پیش‌تر گفته بود گفت‌وگوهای طولانی با کلاود او را به این فکر رسانده که شاید این سامانه نوعی آگاهی داشته باشد. با این حال، بسیاری از متخصصان معتقدند چنین برداشتی بیشتر ناشی از شباهت رفتاری هوش مصنوعی به انسان است و شواهدی از وجود احساس یا تجربه ذهنی وجود ندارد.
به گفته آنیل ست، آگاهی فقط به پردازش اطلاعات وابسته نیست. مغز انسان محصول تعامل مداوم میان مغز، بدن و محیط است و هنوز هیچ مدرکی وجود ندارد که مدل‌های زبانی بتوانند چنین تجربه‌ای داشته باشند. از نگاه او، شباهت برخی سازوکارهای محاسباتی به مغز، دلیلی برای آگاه بودن ماشین‌ها نیست.
او می‌گوید حتی اگر کلاود نوعی فضای کاری داخلی ایجاد کرده باشد، هنوز بسیاری از ویژگی‌هایی را که این نظریه برای مغز انسان ضروری می‌داند، ندارد. بنابراین این پژوهش را نباید به‌عنوان مدرکی بر آگاه بودن هوش مصنوعی تفسیر کرد.
به باور ست، اگر آگاهی تنها حاصل پردازش اطلاعات باشد، شاید روزی ماشین‌ها هم بتوانند آن را تجربه کنند. اما اگر بدن و زیست‌شناسی نقش اساسی داشته باشند، شباهت عملکرد کلاود به مغز انسان هرگز برای آگاه شدن کافی نخواهد بود.
از نگاه او، فاصله زیادی میان ساختن ماشینی که مانند انسان رفتار می‌کند و ساختن ماشینی که واقعاً چیزی را احساس می‌کند وجود دارد.
و در این میان پرسش درباره آگاهی هوش مصنوعی همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات دنیای فناوری باقی می‌ماند.


نظرات شما