راه ترقی - تسنیم /یکی از مهمترین داشتههای استقلال، ساختار سهدفاعهای است که به این تیم امکان میدهد در زمان مالکیت هم امنیت بیشتری پشت توپ داشته باشد و هم نفرات بیشتری را در عرض و طول زمین وارد فاز هجومی کند اما ارزش این ساختار به خود سه مدافع محدود نمیشود. آنچه اهمیت دارد، شکلگیری یک ساختار 3+2 یا حتی 3+1 در پشت توپ و آزادی نفرات جلوتر برای جابجایی است؛ ساختاری که به استقلال اجازه میدهد هم حمله کند و هم از ترس ضدحمله، تمام نفراتش را از بازی خارج نکند.
سمت راست را میتوان بهعنوان نمونه بررسی کرد؛ جایی که رابطه صالح حردانی و یاسر آسانی فقط یک همکاری ساده میان یک مدافع کناری و یک بازیکن هجومی نیست. این دو در طول بازی میتوانند ارتفاعهای متفاوتی داشته باشند و فضای یکدیگر را تنظیم کنند.در بازی با فولاد، وقتی آسانی بیشتر تحت کنترل مدافعان قرار گرفت و فضای حرکت کمتری پیدا کرد، حردانی آزادی بیشتری برای پیشروی داشت. اینجا استقلال یک تصمیم مهم تاکتیکی گرفت.
استقلال فقط از کنارهها تولید حمله نمیکند.
مرکز زمین نیز یک تقسیم کار مشخص دارد. در این میان، نقش رزاقینیا قابل توجه است. او در ساختار استقلال بازیکنی نیست که قرار باشد دائماً به آخرین خط حریف برسد. اتفاقاً ارزش او تا حد زیادی در این است که بیشتر بماند؛ هم در فاز مالکیت و هم هنگام از دست رفتن توپ. او باید تعادل میانه میدان را حفظ کند، پشت حمله قرار بگیرد و اجازه ندهد با هر پیشروی بازیکنان هجومی، مرکز زمین خالی شود.رزاقینیا در فاز مثبت میتواند یکی از پایههای گردش توپ و تنظیمکننده ریتم باشد و در فاز منفی نیز موقعیت او برای جمع کردن فضای مقابل مدافعان اهمیت پیدا میکند. همین ماندن است که به بازیکنان جلوتر اجازه میدهد آزادتر بازی کنند؛ زیرا آنها میدانند پشت سرشان بازیکنی وجود دارد که در صورت از دست رفتن توپ، میتواند ساختار را دوباره متعادل کند. در مقابل، قلیزاده آزادی بیشتری برای حرکت دارد. او قرار نیست به اندازه رزاقینیا در یک منطقه ثابت بماند. میتواند از مرکز فاصله بگیرد، به نیمفضا برود، به کناره نزدیک شود و مهمتر از همه، خودش را به محوطه جریمه برساند.