جمعه ۱۳ شهريور ۱۴۰۵
اقتصاد

شکاف مصرف برق در استان‌های پرمصرف ایران

شکاف مصرف برق در استان‌های پرمصرف ایران
راه ترقی - ایسنا/در تحقیقی جدید که به مصرف برق خانگی در استان‌های پرمصرف ایران پرداخته است، پژوهشگران نقش برخی شرایط اقتصادی، جمعیتی و آب‌وهوایی را در شکل‌گیری الگوی مصرف ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - ایسنا /در تحقیقی جدید که به مصرف برق خانگی در استان‌های پرمصرف ایران پرداخته است، پژوهشگران نقش برخی شرایط اقتصادی، جمعیتی و آب‌وهوایی را در شکل‌گیری الگوی مصرف خانوارها بررسی کردند.
برق یکی از زیرساخت‌های اصلی زندگی امروز و توسعه اقتصادی جوامع به شمار می‌رود. بسیاری از فعالیت‌های روزمره مردم، از روشنایی خانه‌ها و نگهداری مواد غذایی گرفته تا استفاده از وسایل سرمایشی، گرمایشی و پخت‌وپز، به دسترسی پایدار به برق وابسته است. به همین دلیل، میزان و شیوه مصرف برق فقط یک موضوع مربوط به قبض خانوار نیست، بلکه با کیفیت زندگی، برنامه‌ریزی شهری، مدیریت منابع و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نیز ارتباط دارد. بخش خانگی در میان مصرف‌کنندگان انرژی جایگاه مهمی دارد و سهم قابل توجهی از برق کشور در خانه‌ها مصرف می‌شود. افزون بر این، یارانه برق نیز در سال‌های گذشته عمدتاً به این بخش اختصاص یافته است. بنابراین، شناخت دقیق‌تر علت‌های افزایش یا کاهش مصرف برق خانگی می‌تواند به تصمیم‌های بهتر برای تأمین برق و استفاده مسئولانه‌تر از منابع کمک کند.
مصرف برق خانوارها در همه مناطق یکسان نیست و عوامل مختلفی می‌توانند آن را تغییر دهند. برای نمونه، اندازه خانه، تراکم ساختمان‌ها، شکل شهرها، نسبت جمعیت ساکن در مناطق شهری و سبک زندگی مردم بر نیاز به انرژی اثر می‌گذارند. شرایط فصلی نیز اهمیت زیادی دارد؛ در مناطق گرم، استفاده از وسایل سرمایشی و در مناطق سرد، نیازهای گرمایشی می‌تواند مصرف را افزایش دهد. از سوی دیگر، سطح درآمد، تعداد جمعیت و قیمت برق نیز در تصمیم خانوارها برای استفاده از وسایل برقی نقش دارند. بررسی این عوامل ضروری است، زیرا برنامه‌ریزی برای تولید، انتقال و توزیع برق بدون شناخت تقاضای واقعی و رفتار مصرف‌کنندگان دشوار خواهد بود. مطالعه مصرف برق، به‌ویژه واکنش مردم به تغییر قیمت و درآمد، می‌تواند زمینه طراحی سیاست‌هایی را فراهم کند که هم فشار بر شبکه برق را کاهش دهد و هم نیازهای خانوارها را در نظر بگیرد.
محمدرضا منجذب، دانشیار گروه اقتصاد امور عمومی دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی، به همراه دو همکار دیگر از همین دانشگاه، پژوهشی را درباره فاصله میان مصرف واقعی و مصرف مطلوب برق خانگی در استان‌های پرمصرف ایران انجام داده‌اند. در این پژوهش تلاش شده است که مشخص شود خانوارها در استان‌های مختلف چه اندازه برق مصرف می‌کنند، چه عواملی این میزان را بالا یا پایین می‌برد و آیا مصرف موجود با سطحی که بر پایه مدل پژوهش مطلوب یا برآوردشده در نظر گرفته می‌شود، همخوانی دارد یا نه.
پژوهشگران برای انجام این بررسی، اطلاعات ۲۰ استان کشور را در فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۷ تحلیل کردند. آنان از داده‌های تابلویی استفاده کردند، یعنی اطلاعات چند استان را در چند سال کنار هم قرار دادند تا تغییرات مصرف برق در زمان و تفاوت‌های میان استان‌ها را هم‌زمان ببینند. در این مطالعه از روشی به نام «مدل دوربین فضایی» استفاده شده است. مقصود از فضایی در اینجا، بررسی ارتباط و شباهت احتمالی میان استان‌ها از نظر الگوی مصرف و منابع برقی است. به بیان ساده، رفتار مصرف در یک استان ممکن است کاملاً جدا از وضعیت استان‌های دیگر نباشد. پژوهشگران همچنین اثر قیمت واقعی برق، درآمد یا تولید حقیقی، دما و جمعیت را بر مصرف برق خانگی بررسی کردند.
یافته‌های پژوهش که در دوفصلنامه «پژوهش‌های اقتصاد صنعتی» وابسته به دانشگاه پیام نور انتشار یافته‌اند، نشان می‌دهند قیمت برق بر مصرف خانگی استان‌ها اثری منفی و معنادار دارد؛ یعنی با افزایش قیمت واقعی برق، مصرف سالانه برق در هر استان به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. در مقابل، درآمد، دما و جمعیت اثر مستقیم و مثبتی بر مصرف دارند. به این معنا که با بالاتر رفتن درآمد، افزایش دمای هوا یا بیشتر شدن جمعیت، مصرف برق خانگی نیز بیشتر می‌شود. این نتیجه نشان می‌دهد الگوی مصرف برق تنها به یک عامل وابسته نیست و مجموعه‌ای از شرایط اقتصادی، آب‌وهوایی و جمعیتی بظر آن اثر می‌گذارند.
در بررسی شکاف مصرف، گلستان و مازندران تفاوت معناداری میان مصرف واقعی و مصرف بالقوه یا برآوردشده نداشتند. اما در هرمزگان، بوشهر، خوزستان، کردستان و آذربایجان غربی، مصرف واقعی از سطح مطلوب بیشتر گزارش شد. در مقابل، سیستان و بلوچستان، گیلان و کرمان مصرفی پایین‌تر از سطح مطلوب داشتند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد سیاست‌گذاری برای برق نمی‌تواند برای همه استان‌ها یکسان باشد و باید به شرایط هر منطقه توجه کند.
مفهوم «شکاف مصرف» در این پژوهش از مقایسه میانگین مصرف مطلوب با میانگین مصرف بالفعل به دست آمده است. مصرف بالفعل همان برقی است که واقعاً استفاده شده و مصرف مطلوب، سطحی است که مدل پژوهش با توجه به شرایط هر استان برآورد می‌کند. اگر مصرف واقعی از سطح مطلوب بالاتر باشد، می‌توان آن را نشانه‌ای از مصرف بیش از حد بهینه دانست. البته این موضوع لزوماً به معنای رفتار نادرست همه خانوارهای یک استان نیست، زیرا عواملی مانند گرمای هوا، تعداد جمعیت و ویژگی‌های محل سکونت نیز بر میزان نیاز به برق اثر دارند. با این حال، این شاخص می‌تواند به نهادهای مسئول کمک کند تا مناطق نیازمند توجه بیشتر را شناسایی کنند.
اهمیت این یافته‌ها در آن است که امکان طراحی راهکارهای دقیق‌تر برای مدیریت مصرف برق را فراهم می‌کند. پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند تنظیم قیمت برق با هدف کنترل مصرف، به‌ویژه در شرایط آزادسازی قیمت‌ها، مورد توجه قرار گیرد. در کنار سیاست‌های قیمتی، راهکارهای غیرقیمتی نیز اهمیت دارند: آموزش شیوه درست استفاده از انرژی، ترویج تغییر الگوی مصرف با تأکید بر حفظ منابع برای نسل‌های آینده، تشویق استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر مانند باد و خورشید، مشوق‌های مالیاتی، تولید انرژی از پسماندهای زیست‌محیطی و الزام تولیدکنندگان لوازم خانگی به نصب برچسب انرژی. برچسب انرژی، اطلاعاتی درباره میزان مصرف دستگاه ارائه می‌دهد و می‌تواند انتخاب خانوارها را به سوی وسایل کم‌مصرف‌تر هدایت کند.


نظرات شما