سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۵
نوشتارها

ناگفته‌های «رئیس سازمان انرژی اتمی» از شب‌های حمله به تأسیسات هسته‌ای

ناگفته‌های «رئیس سازمان انرژی اتمی» از شب‌های حمله به تأسیسات هسته‌ای
راه ترقی - ایران/متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست مریم سالاری| یک سال پس از آنکه تأسیسات هسته‌ای ایران از فردو و نطنز تا مجتمع ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - ایران /متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مریم سالاری| یک سال پس از آنکه تأسیسات هسته‌ای ایران از فردو و نطنز تا مجتمع آب‌سنگین اراک هدف حملات قرار گرفتند، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، میهمان روزنامه ایران شد؛ حضوری که فرصتی فراهم کرد تا پای روایت‌ او از شب‌های حمله بنشینیم و از روزهایی بپرسیم که یکی از حساس‌ترین بخش‌های صنعتی کشور زیر آتش قرار داشت، هرچند از همان ابتدا روشن بود که این گفت‌وگو قرار نیست به آسانی پیش برود؛ حساسیت ذاتی پرونده هسته‌ای، حضور حداقلی مدیران این حوزه در رسانه‌ها، عادت آنها به کوتاه‌گویی و مهم‌تر از همه، پیچیدگی ملاحظاتی که بر اطلاع‌رسانی درباره تأسیسات و فعالیت‌های هسته‌ای حاکم است، از پیش، دامنه پرسش‌ها و پاسخ‌ها را محدود می‌کرد. پیش‌بینی ما البته درست از آب درآمد؛ دوربین روشن شد، پرسش‌ها یکی پس از دیگری مطرح شد و در خلال پاسخ‌های خونسرد اما مصمم رئیس سازمان انرژی اتمی، جزئیاتی شنیدیم که هر یک می‌توانست بخشی از روایت ناگفته آن شب‌ها باشد، اما درست همان‌جا که کار روزنامه‌نگاری به نقطه کشف و روایت می‌رسد، ملاحظات امنیتی و حفاظتی دست ‌کم بخشی از آنچه را شنیده بودیم، پشت مرز انتشار متوقف کرد؛ از آن دشواری‌های آشنای روزنامه ‌نگاری که گاهی خبرنگار باید آنچه را برای روایت کردن به دست آورده، نه منتشر کند و نه حتی درباره جزئیاتش سخن بگوید. با این حال، گفت‌وگو با چهره‌ای که در تمام این سال‌ها مسئولیت یکی از حساس‌ترین حوزه‌های کشور را برعهده داشته و در جنگ ۱۲ روزه، تأسیسات تحت مدیریت او مستقیماً هدف حمله قرار گرفتند، خالی از نکات خواندنی نیست؛ اسلامی از شب‌های حمله به فردو و نطنز، اعلان‌های قرمز برای نیروهای مستقر در نطنز تنها دقایقی پس از حمله به تهران، گزارش‌هایی که در ساعات پس از حمله به رهبر انقلاب و رئیس‌جمهوری ارائه شد و آنچه در روزهای جنگ بر تأسیسات هسته‌ای ایران گذشت، روایت‌هایی دارد که بخش‌هایی از آن را برای اولین‌بار در این گفت‌وگو می‌شنویم؛ ناگفته‌هایی از پشت صحنه روزهایی که در آنها، فاصله میان یک هشدار، یک تصمیم و یک حمله تنها چند دقیقه بود...
گفت‌و‌گو را از شبی آغاز کنیم که جنگ ١٢روزه با شهادت شمارى از فرماندهان نظامی و چهره‌هاى برجسته علمی کشور آغاز شد. در همان لحظات اولیه، آیا شما پیش‌بینی می‌کردید که با ادامه پیدا کردن حملات، تأسیسات هسته‌اى ایران نیز ممکن است در فهرست اهداف قرار بگیرند؟ یا در آن مقطع هنوز تصور می‌کردید که دامنه جنگ تا این اندازه ادامه پیدا کند و به تأسیسات هسته‌اى برسد؟
بله، ما همواره با تهدید فعال مواجه بوده‌ایم و همچنان هم هستیم. یکی از مواردى که از قبل مطرح بود، با توجه به سر و صداى زیادى که از سوى اسرائیل و آمریکایی‌ها وجود داشت و بسیار هم پرتکرار بود، احتمال حمله به تأسیسات هسته‌اى ایران بود.
سازمان انرژى اتمی ایران تقریباً از ربع قرن پیش، براى حفاظت از تأسیسات هسته‌اى کشور در برابر تعرض، تمهیداتی را در نظر گرفته بود. طبیعی و بدیهی بود که وقتی سازمان با عملیات تروریستی و خرابکارى مواجه بوده، براى کاهش یا از بین بردن آسیب پذیرى‌های خود نیز تمهیداتی داشته باشد. این تمهیدات در واقع بخشی از یک سیاست ملی، یعنی سیاست‌هاى کلی نظام، است که در محاوره یا مکاتبات از آن با عنوان«پدافند غیرعامل» یاد می‌کنیم. بنابراین، تمهیدات لازم از قبل اتخاذ شده بود. از طرف دیگر، آنچه در عملیات روانی یا رسانه‌اى از سوى کشورهاى غربی و رژیم صهیونیستی مشاهده می‌کردیم، براى ما نکات معنادارى داشت و طبیعتاً باید براى آنها نیز تمهیدات لازم را در نظر می‌گرفتیم.
نکته مهمی که در سؤال شما وجود دارد این است که آیا چنین حمله‌اى پیش‌بینی می‌شد یا نه. پاسخ من این است که بله، پیش‌بینی می‌شد و ما براى آن هم تمهیداتی را در نظر گرفته بودیم. وقتی حمله آغاز شد، تأسیسات هسته‌اى در عمل در همان ساعات اول در میان اهداف قرار گرفتند؛ حملاتی که پس از هدف قرار گرفتن فرماندهان و چهره‌هاى برجسته یا همزمان با آن، متوجه مراکز هسته‌اى کشور شد.
پیش از حمله به تأسیسات هسته‌اى هشدار مشخصی دریافت کرده بودید؟ یعنی مثلاً از یک منبع یا کانال مشخص به شما گفته شده بود که امشب قرار است تأسیسات هسته‌اى هدف قرار بگیرد؟
یک نکته مهم این است که ما از قبل، هم احتمال حمله را پیش‌بینی کرده بودیم و هم براى آن، تمهیدات لازم را در نظر گرفته بودیم. حتی طی نامه‌ای به مدیرکل آژانس نوشتم و به آژانس هشدار لازم داده شد و از مدیرکل خواستم براساس مسئولیت‌های اساسنامه‌ای خود تمهیدات لازم را اتخاذ نماید اما اینکه حمله دقیقاً چه زمانی و با چه ابعادى اتفاق بیفتد، قابل پیش‌بینی نبود. آن مقطع، شرایط کشور هم متناسب با روند پیشرفت مذاکرات تنظیم شده بود. بنابراین، وقتی حمله در آن شب آغاز شد، براى کشور به یک معنا غافلگیرکننده بود. من خودم آن شب تهران نبودم؛ در اصفهان بودم. ساعت ٣:٢٠ دقیقه بامداد یعنی حدود ٢٠ دقیقه بعد از حمله بود که به من تلفن کردند و گفتند تهران مورد حمله قرار گرفته است.(حدود ساعت٣:٢٠ که به تهران حمله شد) من همان لحظه، بدون معطلی با فردو و نطنز تماس گرفتم و به آنها گفتم شرایط جنگی و قرمز است و باید سریع وضعیت قرمز را اجرا کنند. آنها هم بلافاصله این اقدامات را انجام دادند.
از لحظه‌اى که این هشدار را دادید تا زمانی که نطنز هدف قرار گرفت، چه مدت زمانی فاصله بود؟
تقریباً می‌شود گفت ٢٥ دقیقه بعد از آن تماسی که من با همکارانم گرفتم و اعلام کردم تمهیدات وضعیت قرمز را اجرا کنند، به نطنز حمله شد. وقتی من از اصفهان حرکت کردم و به سمت نطنز آمدم، هنوز گرد و غبار و دودى که در اثر اصابت موشک‌ها به سایت نطنز ایجاد شده بود، در آسمان دیده می‌شد. در واقع، هنوز آثار انفجار کاملاً فروکش نکرده بود و منطقه همچنان درگیر دود و گرد و غبار ناشی از اصابت‌ها بود. من تقریباً با فاصله ٢٠ دقیقه از زمان اصابت موشک‌ها به آنجا رسیدم و از نزدیک، در میدان، شاهد آنچه اتفاق افتاده بود، بودم.
بلافاصله چه اقداماتی انجام دادید؟
این وضعیت، دستورالعمل مشخصی دارد و همه این موارد هم به‌صورت مکتوب پیش‌بینی شده است و همکارانم آن را انجام دادند.
در آن لحظات اول، مهم‌ترین نگرانی‌تان چه بود؟
همکاران ما آنجا در شیفت شب مشغول به کار بودند؛ یعنی اینطور نبود که کسی در سایت حضور نداشته باشد. در همان چند دقیقه‌اى که من با آنها تماس گرفتم و شرایط را اعلام کردم، آنها توانستند پناه بگیرند و به لطف الهی، ما در آنجا تلفات انسانی نداشتیم.
شما با مجموعه‌اى از نیروها از بخش‌هاى مختلف مواجه بودید که هرکدام باید بخشی از بحران را مدیریت می‌کردند. آن لحظه‌اى که همه فهمیدند سایت هدف قرار گرفته، فضاى داخل نطنز چگونه بود و اولین واکنش نیروها چه بود؟
این اولین بار بود که به تأسیسات ما حمله می‌شد. آنچه ستودنی و براى ما خیلی حائز اهمیت است، روحیه بچه‌ها بود. با وجود اینکه تأسیسات مورد اصابت قرار گرفته بود، نیروهاى مختلف ما از نیروهاى فنی و فرآیندى گرفته تا نیروهاى حفاظت و امنیت و همچنین نیروهاى ایمنی و امداد و نجات، همه با روحیه بسیار عالی درگیر کار بودند. بالاخره شرکت‌ها و واحدهاى مختلفی در آنجا فعالیت می‌کنند و هرکدام مسئولیت و نقشی بر عهده دارند؛ یک گروه فنی است، یک گروه ایمنی و امداد و یک گروه هم حفاظت و امنیت. همه با روحیه و با تلاش مضاعف حاضر بودند.
اما روحیه همه آنها سرشار از ایمان بود. شما وقتی به چهره‌هایشان نگاه می‌کردید، می‌دیدید که با وجود اینکه همه از آسیبی که وارد شده بود متأثر بودند اما در عین حال، مصمم تر از قبل به نظر می‌رسیدند؛ مصمم نسبت به هدفی که دنبال می‌کردند و مسئولیتی که برعهده داشتند.
بعد از حمله شب اول، وقتی خودتان به نطنز رسیدید و صحنه را از نزدیک دیدید، اولین تصویرى که از میزان تخریب در ذهنتان ماند چه بود؟
تصوراتی که دشمن دارد، قرائتی که از ماجرا ارائه می‌کند و روایتی که می‌سازد، در واقع بخشی از یک عملیات ترکیبی است؛ هم سیاسی، هم روانی و هم نظامی. بعد هم طبیعی است تبلیغاتی که انجام می‌دهد و روایتی که از عملیات خودش ارائه می‌کند، همراه با رجزخوانی باشد و بخواهد اینطور جلوه بدهد که کار را تمام کرده است. براى یک جریان شیطان‌صفت و جنایتکار، طبیعی هم هست که چنین روایتی داشته باشد و غیر از این هم از آن انتظار نمی‌رود. اما نکته‌اى که براى ما حائز اهمیت بود، این بود که بتوانیم موجودیت خودمان و مأموریتی را که بر عهده داریم با چنگ و دندان حفظ کنیم و با ایمان راسخ به تداوم حرکت خودمان ادامه بدهیم. این نکته براى ما کاملاً مشهود بود و صرفاً یک امر ادارى یا یک پروتکل سازمانی نبود. یک باورمندى عمیق در درون جامعه مدیران و کارکنان ماست که با همه وجودشان، تحت هر شرایطی، وظیفه خودشان را ادامه بدهند. ما این را در صحنه جنگ ١٢روزه و بعد از آن، در جنگ بعدى با همه وجودمان دیدیم و تجربه کردیم.
آن شب، چهره‌هاى زیادى از فرماندهان و شخصیت‌هاى ارزشمند کشور هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. با توجه به جایگاه شما و مسئولیتی که بر عهده داشتید، طبیعی بود که احتمال بدهید شما هم در فهرست اهداف قرار دارید. با این حال، شما عازم نطنز شدید تا از محل حمله بازدید کنید. آیا این احتمال که خود شما هم ممکن است هدف قرار بگیرید، نگرانتان نمی‌کرد؟ در آن لحظه چه چیزى باعث شد تصمیم بگیرید شخصاً به محل بروید؟
هیچوقت نگرانی نداشتم. هر بار که در زمان جنگ به سایت می‌رفتم، همان موقع به من اطلاع می‌دادند که پهپادها در منطقه هستند و وضعیت قرمز است و اصرار می‌کردند که سریع سایت را ترک کنم. خب، من هم ملاحظات عقلی و در حقیقت ایمانی خودم را دارم و مضاف بر اینکه انسان نباید اجازه بدهد دشمن به هدفش برسد. اما نکته مهم‌تر و بالاتر از شخص من، خودِ موجودیت مسئولیتی است که بر عهده داریم؛ موجودیتی که یک ملت براى شکل‌گیرى و حفظ آن زحمت کشیده و هزینه داده است. این سرمایه‌اى نیست که به آسانی به دست آمده باشد؛ براى آن هزینه‌هاى زیادى شده است. هرچقدر جنگ پیش رفت و با وجود همه روایت‌هایی که دشمن مطرح می‌کرد، امروز براى مردم ما آشکارتر و روشنتر شده که اصلاً این جنگ، جنگِ آن بهانه‌اى که مطرح می‌شد، نیست؛ جنگِ مقابله با هستی‌ ما و اقتدار یک ملت است؛ وقتی یک فناورى می‌تواند تراز علمی، فناورى و قدرت صنعتی یک کشور را تا این اندازه تغییر بدهد. دستیابی به فناوری هسته‌ای یک فناوری معمولی نیست و همه نمی‌توانند به آن دست پیدا کنند. مگر اینکه تحت لواى قدرت‌هاى دیگر باشند؛ آنهم نه در این سطح و عمق از دانش و فناوری.
به دلیل غافلگیرى اولیه جنگ ١٢روزه، طبیعتاً دسترسی‌هاى امنیتی و ارتباطی میان مسئولان و چهره‌هاى مختلف هم بسیار دشوار شده بود. از طرفی، بعد از هدف قرار گرفتن نطنز، شما باید درباره وضعیت تأسیسات و ادامه کار با مسئولان مربوط هماهنگ می‌کردید. در آن شرایط با چه کسانی توانستید تماس بگیرید؟
بلافاصله پس از حملات آقای حاجی‌میرزایی تماس گرفتند و سؤال کردند و بنده گزارش مختصری برای استحضار رئیس‌جمهوری تقدیم کردم. آقاى پزشکیان هم خودشان همیشه شجاعانه، متعهدانه و قوى پاى کار بودند و همه اختیارات متصورى را که یک رئیس دستگاه یا یک استاندار می‌تواند داشته باشد، به همه تفویض کرده بودند. بنابراین، هیچ‌کسی احتیاج نداشت براى کارى که در چارچوب مشخص می‌خواهد انجام بدهد، بیاید مجوز یا اختیار بگیرد.
ما هم براى انجام اقدامات‌مان به هیچگونه مجوزى نیاز نداشتیم و صرفاً برای اطلاع‌رسانی موضوع را گزارش کردیم و گفتیم که چنین اتفاقی رخ داده است. در آن جنگ ١٢روزه، مقام معظم رهبرى، امام شهید (رحمت االله) درباره وضعیت تأسیسات هسته اى سؤال فرموده بودند و من بلافاصله تا ظهر گزارش و روایت خود را به صورت کتبی تهیه کردم. گزارش مهمی بود و خدمت مقام معظم رهبرى ارسال کردم. ارتباطات ما در آن شرایط هم مثل قبل به صورت مکتوب بود البته سعی می‌کردیم از سیستم مخابراتی که آن روز نمی‌توانستیم به آن اعتماد کنیم، استفاده نکنیم و در واقع به‌صورت مکتوب ارتباط برقرار می‌کردیم.
سکینه‌ خاطرى که امام شهید داشتند، آن استوارى، ایمان راسخ و ژرف‌نگرى ایشان و قابلیت‌های ایجاد شده به لطف الهی همه بجا بود و جواب داده بود. یعنی همه کسانی که دست اندرکار مسائل راهبردى و امنیت کشور بودند، می‌دانستند که بالاخره یک روز آمریکا و اسرائیل به ما حمله نظامی خواهند کرد. همه می‌دانستند که این رویارویی همه جانبه و حتمی است لذا دفاع هم باید همه‌جانبه باشد، چون تهاجم آنها همه‌جانبه است و این دفاع باید نامتقارن باشد تا بتواند اثربخش باشد.
همه آن تدابیر و فرامینی که وضع شده بود، در این دو جنگ نشان داد که الحمدلله درست و حکیمانه بوده و جواب هم داده است. یعنی همان روزها با توجه به اینکه آنها ظرف چند ساعت، به قول خودشان، ساختار تصمیم‌گیرى نظامی را هدف قرار دادند و فرماندهان را به شهادت رساندند، فکر می‌کردند که دیگر شیرازه کار از هم می‌پاشد و می‌توانند سوار بر موجی شوند که قصد ایجادش را داشتند؛ ناکام ماندند یعنی لطف خداوند و هدایت‌های مقام معظم رهبری و ایستادگی و هوشیاری و غیرت ملی ایرانیان، آنان‌را ناکام گذاشت.
چند روز بعد، نوبت به فردو رسید؛ سایتی که موقعیت جغرافیایی‌اش به دلیل قرار گرفتن در زیر زمین از ابتدا آن را به یکی از نقاط مهم این جنگ تبدیل کرده بود و اسرائیل هم با وجود تلاش‌هایش نتوانست آن تخریب مورد نظرش را در آنجا ایجاد کند. اما می‌خواهم از لحظه‌اى بپرسم که پاى آمریکا به ماجرا باز شد: آیا شما پیش از حمله آمریکا به فردو، در جریان قرار گرفته بودید که قرار است این کشور وارد عملیات شود؟ چون ادعاهایی مطرح شد مبنی بر اینکه آمریکا پیامی به ایران داده بود که فقط فردو را می‌زند و بعد از آن کنار می‌کشد. آیا این روایت را تأیید می‌کنید؟
هیچ‌کسی از حمله به فردو مطلع نشده بود؛ یعنی ما هم مطلع نبودیم. اینکه آمریکا گفته باشد فقط همین دو جا را می‌زنم و تمام می‌کنم، نه، چنین چیزى نبود. به نظر نمی‌رسد این حرف و این روایت بتواند جایگاهی داشته باشد. ما در جریان حمله‌هایی که اسرائیل به فردو و نطنز انجام می‌داد، بلافاصله اقدامات لازم براى ترمیم را انجام می‌دادیم. آنها از این موضوع متحیر بودند. تهاجم اسرائیل به سایت فردو پرتکرار بود. چندین نفر از نیروهای حفاظت پیرامونی سایت و نیروهای پدافند هوایی سایت هم در این جنگ به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
درباره وضعیت نیروهاى پدافندى و نحوه عملکرد آنها در جریان درگیرى بیشتر توضیح می‌دهید؟ آیا این درگیرى‌ها در شب حمله به فردو آغاز شد؟
از روزهای اول جنگ، هدف اول دشمن صهیونی سایت‌های پدافند هوایی کشور بود. جنگ پهپادها با نیروها و پست‌هاى پدافند هوایی سایت‌ها پیش از حملات اصلی شروع شده بود. با حضور هواپیماها و پهپادهاى اسرائیلی، ما پیش‌بینی می‌کردیم که قرار است حمله جدیدترى به فردو صورت بگیرد. این پیش‌بینی بر اساس میدان، مشاهدات ما و رفتارى بود که اسرائیلی‌ها از خودشان نشان می‌دادند و این رفتار هم خیلی مداومت داشت. از همان روز اولی که دشمنان عملیات را شروع کردند، اولین نقاطی که می‌زدند، سایت‌هاى پدافندى ما بود؛ یعنی پدافند نطنز، پدافند فردو و پدافند اصفهان. با پدافند ما خیلی درگیر بودند. پدافندِ هوایی ارتش در سایت‌هاى ما یعنی فردو، نطنز و اصفهان چندین شهید دادند. از همین درگیرى‌ها متوجه می‌شدیم که یک عملیات بزرگ‌تر در جریان است.
شبی که به فردو حمله شد، یک ادعایی دست به دست در فضاى رسانه‌اى می‌چرخید که ظاهراً چند ساعت پیش از بمباران فردو، یک تبادل آتش میان نیروهاى ما و نیروهاى مهاجم در پست‌هاى پدافندى اطراف فردو اتفاق افتاده؛ یعنی یک درگیرى نفر به نفر. آیا شما این روایت را تأیید می‌کنید یا نه؟ نکته دیگرم درباره ادعاى بسیار مهمی است که ترامپ بعد از حمله مطرح کرد که البته بعد از آن دیگر تکرار نشد و مسکوت ماند. او مدعی شد که پس از حمله به فردو، نیروهاى آمریکایی رفتند، سایت فردو را رصد کردند و اطلاعات کافی به دست آوردند و بر اساس آن مطمئن شدند که این سایت به‌طور کامل تخریب شده است. می‌خواهم روایت شما را هم درباره این ادعا بدانم.
نه، این یک دروغ محض است. ببینید، در کتابی که اسرائیلی‌ها منتشر کرده‌اند و همین پادکست‌هایی که اخیراً درباره بازدارندگی آمریکا و اسرائیل منتشر کرده و آن را تحلیل کرده‌اند، نوشته‌اند که وقتی جنگ را شروع کردیم، با یک عملیات ویژه، نیروهایمان روى زمین رفتند و همه سایتهاى پدافندى ایران را از کار انداختند. این یک ادعای بزرگ است. یک مشت افراد تروریست بیایند نزدیک سایت پدافندى، سایت پدافندى را بزنند و از کار بیندازند و هیچ صدایی هم درنیاید؟ احتمالاً طرح آنها این گونه بوده است این هم مانند همان رویای ساقط کردن جمهوری اسلامی است که آرزویش را به گور خواهند برد.
آیا در آن شبها اتفاق غافلگیرکننده‌اى رخ داد که پیش‌بینی نکرده بودید؟
ما همیشه براى مصون‌سازى و حفظ سرمایه و دارایی‌های‌مان با تدابیر گوناگون، چه تدابیرى که نوشته شده باشد و چه تدابیرى که نانوشته باشد، اقدام کرده‌ایم و همچنان هم این کار را انجام می‌دهیم. جنگ است دیگر؛ دشمن نباید دست شما را بخواند. این یک حقیقت است. اگر دشمن بتواند دست شما را بخواند، یعنی شما وظیفه‌تان را درست انجام نداده‌اید. الان هم نیروهاى مسلح همینطور هستند؛ هم پرتحرکند و هم باید تمهیدات لازم را داشته باشند.
ما هم در بخش صنعت هستیم. صنعت ما بخش‌هایی دارد که به‌طور طبیعی آسیب‌پذیر هستند. این دیگر هنر جنگ نیست؛ مثلاً نمی‌توانیم یک تأسیسات صنعتی مربوط به صنایع شیمیایی یا پالایشگاهی را به یک سازه امن منتقل کنیم. از طرفی، سال‌هاست که این تأسیسات با ماهواره دیده می‌شوند؛ جاى آنها مشخص است، ابعادشان مشخص است. خب، این دیگر هنر جنگ نیست.
اما بخش‌هایی که آسیب‌پذیر نبودند یا در واقع می‌شد آنها را در برابر آسیب مصون نگه داشت، از همان ابتدا در تدابیر ما قرار داشتند. ملاحظات زیست‌محیطی، ملاحظات انسانی و شرایط محیط کار و اینکه این مشاغل آلایندگی نداشته باشند، همه این موارد را از ابتدا در نظر گرفته بودیم تا این بخش‌ها را مصون نگه داریم و این کار را هم انجام دادیم.
از جمله این تأسیسات، تأسیسات آب‌ سنگین اراک بود که هدف قرار گرفت.
بله؛ این نکته مهمی است. ببینید، در صنعت ما، مثلاً در بخش آب سنگین، یک اتفاق بسیار مهم افتاده است. آب سنگین واقعاً مرز دانش است و این موضوع از افتخارات مردم ایران محسوب می‌شود. اینکه جوانان و محققان جوان ما توانستند آب سنگینی تولید کنند که در سطح جهانی در رتبه اول خلوص و مورد افتخار است؛ یعنی همه دانشمندان به آن افتخار می‌کنند و همه متقاضی این آب سنگین هستند. آب سنگین حدود ٣٠٠ مشتقات دارد که این مشتقات در مصارف گوناگون از حوزه پزشکی و سلامت گرفته تا محیط زیست و صنعت، کاربرد دارند.
ما درباره محصولی صحبت می‌کنیم که هم در مرز دانش قرار دارد و هم از افتخارات بشریت محسوب می‌شود. اما اولین جایی که آمدند و زدند، آن بخشی بود که کاربردش براى مردم ملموس‌تر است؛ یعنی خط تولید اکسیژن .١٨ و این تصور که با حمله نظامی می‌توانند ما را نابود کنند، خیال باطلی است.
امروز بسیارى از دستاوردهاى ما حاصل تلاش جوانانی با میانگین سنی ٣٠ تا ٣٥ سال است. اگر براى این نیروهاى خلاق و جوان، شغل‌هاى دانشی تراز بالا فراهم کنیم، با انگیزه می‌مانند و براى کشورشان خدمت می‌کنند. فشارها، تحریم‌ها و تخریب‌ها هم نه‌تنها آنها را سست نکرده بلکه مصمم‌ترشان کرده است.
در میان تمام آن شب‌هاى حمله و روزهاى پرالتهاب جنگ، تصویر، خاطره یا اتفاقی در پشت صحنه وجود دارد که تاکنون روایت نشده باشد؟
موضوعی که خوب است مردم بدانند، نقش آژانس و مدیرکل آژانس است. مرتب شنیده می‌شود که همکاری با آژانس ضعیف است. آنها به‌گونه‌اى وانمود می‌کنند که ایران نظارت‌پذیر نیست و مدیرکل آژانس هم بارها و بارها، البته در چند هفته اخیر کمی کمتر، این موضوع را مطرح کرده که ایران باید همکارى بیشترى داشته باشد. اما چند مطلب هست که بنده اینجا عرض می‌کنم؛ موارد متعددى از طریق حفاظت و امنیت سازمان کشف شده است و در بازرسی، رفتار مشکوک داشته است یا مثلاً یک شی‌ء مشکوکی همراه داشته است و مشخص شده که براى جمع‌آورى اطلاعات براى دشمن انجام می‌شده است. خب، ببینید، این براى مردم ما خیلی مهم است که بدانند ما تابع قوانین و مقررات آژانس هستیم و همه آنها را دقیقاً رعایت کرده‌ایم و رعایت می‌کنیم. وقتی از داخل کفش یک بازرس آژانس، جاساز پیدا می‌شود یا از داخل لباس و وسایل او ماده‌اى کشف می‌شود که مشکوک است و مشخص است که انگیزه‌اى پشت آن وجود دارد، مهم‌ترین کارى که انجام می‌دهیم همین مطلب مستند می‌شود.
صورت جلسه می‌شود و با ارسال مستند و گزارش صحنه برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به صورت مکتوب، همزمان هم صلاحیت آن بازرس را سلب می‌کنیم. یا موارد دیگری که یک فرد دکترای هسته‌ای که با آژانس هم همکارى می‌کرد، در ایران قبل از جنگ البته بازداشت شد آژانس اعتراض کرد که او براى سر زدن به خانواده‌اش رفته و او را بی‌گناه گرفته‌اند اما بعد مشخص شد که این فرد سالها تحت پوشش همکارى علمی، با سرویس‌هاى جاسوسی بیگانه همکارى می‌کرده است. مهم‌ترین خیانت به یک ملت، خیانت‌هایی است که از درون اتفاق می‌افتد؛ اینکه کسی حالا به هر دلیلی به ملت خودش خیانت کند، به کشورش پشت کند و ضربه بزند.
وقتی این مطلب را به آژانس اطلاع دادیم دیگر متوقف شد و پیگیری نکرد ولی سرویس‌ها و رسانه‌های معاند پروپیمان آن را دنبال کردند. اینها نکاتی است که گفته نمی‌شود اما ما مرتب و مکرر با چنین مواردى از سوى آژانس از سال‌های گذشته تا الان مواجه بوده‌ایم.
یک مورد هم تاکنون وجود ندارد که بازرس آژانس در گزارش بازرسی نوشته باشد«عدم انطباق مشاهده کردم.» شما ببینید، اینها حقایقی است که بیان نمی‌شود. در مقابل، همیشه یک بوق قدرتمند و یک صداى خیلی بلند وجود دارد که می‌گوید ایران باید همکارى بیشترى با آژانس داشته باشد.
ما هیچوقت بازرس آژانس را بیرون نکردیم. وقتی جنگ شد، آژانس به ما نامه نوشت و خواهش کرد کمک کنیم تا بازرسان از کشور خارج شوند. ابتدا درخواست کردند که آنها را به دفتر سازمان ملل ببریم و ما این کار را انجام دادیم. بعد خواهش کردند که از دفتر سازمان ملل، آنها را از مرز ارمنستان خارج کنیم و ما این کار را هم انجام دادیم. یعنی اینطور نیست که ما بازرسان آژانس را اخراج کرده باشیم. کسی که ناآگاهانه حرفی می‌زند در حقیقت به کشور اتهام می‌زند. مردم عزیز ایران بدانند نه پنهانکارى داشته‌ایم، نه سایت پنهانی، و نه براى بازرسان آژانس مزاحمتی ایجاد کرده‌ایم.
الان هم که اجرای قانون مجلس صریح است: مادامی که امنیت تأسیسات هسته‌اى و دانشمندان ما تضمین نشده باشد، باید همکارى با آژانس تعلیق شود، آژانس باید حمله به تأسیسات هسته‌اى را محکوم کند. طبق قوانین و مقررات، باید این حمله را محکوم کند؛ مدیرکل آژانس وقتی یک اتفاق کوچک رخ می‌دهد، بیانیه می‌دهد و آن را شدیداً محکوم می‌کند، اما حمله نظامی و موشکباران تأسیساتی را که همه آنها در آژانس ثبت شده و مستمراً توسط آژانس مورد نظارت بوده‌اند، محکوم نمی‌کند.
بعد از پایان دو جنگ، وقتی به حضور آقاى پزشکیان و همچنین رهبر شهید رسیدید و گزارشی از آنچه در جریان این دو جنگ بر سازمان انرژى اتمی و تأسیسات هسته‌اى گذشت ارائه کردید، چه واکنش و بازخوردى دریافت کردید؟
آقاى رئیس‌جمهور، بحمدالله انسانی مقتدر و صلح‌دوست و دغدغه‌مندِ پیشرفت و رفاه ملت هستند و من همیشه قدردان محبت و حمایت‌هاى ایشان بوده‌ام. رهبر شهیدمان هم، همان‌طور که در فرمایشات ایشان آمده، جایگاه و عظمت ایران را در پیشرفت علم و فناورى و به‌ویژه حرکت در مرز دانش می‌دیدند. امروز حرکت در مرز دانش از تکالیف ممتاز ماست؛ ما در حوزه کوانتوم پیشتازیم، روى گداخت به‌عنوان انرژى آینده کار می‌کنیم و توسعه نیروگاه‌هاى اتمی را با جدیت دنبال می‌کنیم.
هیچ‌کدام از فعالیت‌هاى ما در طول هر دو جنگ، تعطیل نشد. حتی ادامه ساخت نیروگاه‌هاى ٢ و ٣ بوشهر که محوطه آنها چندین‌بار هدف موشک و پهپاد قرار گرفتند، متوقف نشد.
تولید برق، تولید رادیودارو در راکتور تهران و کاربرد پرتوها براى استریل کردن محصولات پزشکی همواره ادامه داشت. به هر صورت، پرچم بالاست و به لطف الهی، این مسیر با قدرت ادامه دارد.


نظرات شما