يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
نوشتارها

یک تحلیلگر: وضعیت «نه جنگ نه صلح» تا پایان انتخابات آمریکا ادامه دارد

یک تحلیلگر: وضعیت «نه جنگ نه صلح» تا پایان انتخابات آمریکا ادامه دارد
راه ترقی - اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دیدارهای مقام‌های رسمی کشورمان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می‌تواند فرصتی ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دیدارهای مقام‌های رسمی کشورمان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می‌تواند فرصتی برای دیپلماسی فعال ایران و ارایه ابتکارهای عملی در پرونده‌هایی مانند هرمز و امنیت انرژی باشد؛ با این حال، تا پیش از انتخابات امریکا و اسراییل، واشنگتن احتمالا میان فشار اقتصادی و مدیریت تنش حرکت خواهد کرد و از ورود به جنگ گسترده یا توافق جامع پرهیز خواهد کرد. در چنین شرایطی چین نیز با وجود ظرفیت میانجیگری در بحران هرمز و باب‌المندب، به دلیل شکاف منافع و محاسبات امنیتی تهران و واشنگتن با محدودیت‌هایی روبه‌رو است. مجید محمدشریفی، استادیار گروه روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره نتایج حاصل از حضور هیات رسمی ایران در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل برای تبیین مواضع، کاهش تنش و فراهم‌ کردن زمینه بازگشت به تفاهم، گفت: «مجمع عمومی سازمان ملل ویترینی فراگیر و جهانی برای ارایه دیدگاه روسای کشورهاست. از این طریق می‌توان صدا، دیدگاه و راهبرد یک کشور را درباره موضوعات گوناگون به گوش جهانیان رساند. اما ایراد سخنرانی در مجمع عمومی، به ‌تنهایی نمی‌تواند ابزار دیپلماسی تلقی شود. سخنرانی برای پیشبرد سیاست‌ها کافی نیست، چراکه دیپلماسی، فن استفاده از مجموعه ابزارهایی است که هر کشور دراختیار دارد تا آنها را برمبنای اهداف تعریف‌شده و مسائل پیش‌روی خود به‌کار گیرد.»
محمدشریفی ادامه داد: «بی‌تردید امریکا برای حضور مقام‌های جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی محدودیت‌هایی اعمال خواهد کرد، اما مقام‌های رسمی کشورمان می‌توانند برای استفاده موثر از فرصت مجمع عمومی، از پیش برنامه‌ریزی گسترده‌ای کنند. در همین راستا انتخاب روسای کشورها و مقام‌هایی که قرار است در حاشیه نشست با آنان دیدار شود، باید در راستای هدف کلانی باشد که کشور برای خود تعریف می‌کند.» این استادیار دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: «در مقطع کنونی، باید مشخص باشد اولویت ایران چیست و برمبنای آن اولویت و مساله‌ای که کشور با آن مواجه است، دیدار با کدام مقام‌ها ضروری است، گفت‌وگو با کدام رسانه‌های جهانی اهمیت دارد و چه پیام‌هایی باید منتقل شود. هم طرف‌های گفت‌وگو، هم رسانه‌ها و هم محتوای سخنرانی رییس‌جمهور در مجمع عمومی و مصاحبه‌های رسانه‌ای، باید با هدف اصلی سازگار باشد.»
این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: «بسیار مهم است که در این نشست از سخنرانی‌هایی که تنها به کلیات می‌پردازد پرهیز شود. باید به‌ طور مشخص درباره موضوع اختلاف و موضوع مورد بحث سخن گفته شود و این سخنان حاوی راهکار و پیشنهاد باشد. در سخنرانی رییس‌جمهور، پیشنهادهای عملی و نزدیک به واقعیت درباره مسائل مورد بحث باید جایگاه روشنی داشته باشد. بالاخص آنکه کشور درگیر بحران‌هایی است که همه بازیگران به ‌دنبال یافتن راهی برای خروج از آن هستند و عبور از این وضعیت، به پیشنهادهای عملی نیاز دارد. از این رو، رییس‌جمهور باید در سخنرانی مجمع عمومی، دیدار با مقام‌ها و گفت‌وگو با رسانه‌ها، با مجموعه‌ای با تکیه بر پیشنهادهای عملی وارد شود.» این استاد دانشگاه در پایان گفت: «مهم‌ترین موضوع مورداختلاف در شرایط فعلی، تنگه هرمز و مساله انرژی جهانی است. این موضوع به رییس‌جمهور ایران امکان مانور بیشتری می‌دهد تا پیشنهادهای عملی ارایه کند؛ پیشنهادهایی که نگرانی و علاقه دیگر کشورها را در مساله انرژی جهانی برانگیزد و در عین حال، به‌قدری واقع‌بینانه باشد که بتوان درباره آن گفت‌وگو و درنهایت به راه‌حلی دست یافت.»
تداوم وضعیت نه جنگ نه صلح تا پایان انتخابات
این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره احتمال ورود امریکا یا اسراییل به ماجراجویی نظامی تازه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و انتخابات اسراییل و نیز امکان آغاز مذاکره با ایران، گفت: «درباره اینکه ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره یا اسراییل پیش از انتخابات خود دست به حمله دیگری خواهند زد یا رییس‌جمهور امریکا وارد مذاکره می‌شود، نمی‌توان با قطعیت سخن گفت. با این حال، هر اقدام پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای خطر بالایی به همراه دارد.»
محمدشریفی افزود: «ممکن است حمله نظامی گسترده‌ای انجام شود، اما اگر چنین حمله‌ای اهداف مورد نظر ترامپ را محقق نکند، موقعیت جمهوری‌خواهان در کنگره را تحت فشار قرار می‌دهد. درست است که انتخابات میان‌دوره‌ای شاید از حیث شخصی برای ترامپ اهمیت تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد، اما او خواهان آن است که مجلس نمایندگان و سنا دراختیار جمهوری‌خواهان باشد تا سیاست‌هایش را با مانع کمتری پیش ببرد.»
این تحلیلگر روابط بین‌الملل ادامه داد: «ترامپ به‌احتمال زیاد اقداماتی را دنبال می‌کند که پیروزی جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس را تقویت کند. اقدام نظامی گسترده، بسیار پرخطر است و ممکن است او را از هدف اصلی، یعنی موفقیت حزب جمهوری‌خواه، دور کند. از همین رو نشانه‌ها حاکی از آن است که ترامپ تا زمان انتخابات، فشارهای اقتصادی و تهدید نظامی را حفظ و حتی تشدید می‌کند، اما وارد عملیات نظامی گسترده نخواهد شد.»
این استاد دانشگاه تصریح کرد: «در چنین شرایطی افرادی چون جی‌دی ونس و مارکو روبیو، از چهره‌های آینده حزب جمهوری‌خواهند بود و احتمال نامزدی آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ مطرح است. بنابراین، موفقیت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای برای اعضای کابینه ترامپ اهمیت بالایی دارد و همین عامل می‌تواند او را در تصمیم برای اقدام نظامی محتاط‌تر کند.»
این کارشناس افزود: «اگر اقدام نظامی هم رخ دهد، احتمالا محدود خواهد بود، مگر آنکه ایران اقدامی بزرگ انجام دهد تا ترامپ ناچار شود واکنش نشان دهد. در چنین وضعیتی، بی‌واکنشی دولت امریکا می‌تواند برای جمهوری‌خواهان هزینه سیاسی بیشتری داشته باشد.»
محمدشریفی در جمع‌بندی گفت: «پیشنهاد مذاکره احتمالا همچنان در سطح اعلانی مطرح خواهد شد و حتی ممکن است گفت‌وگوهایی موردی انجام شود، اما بعید است مذاکره‌ای کلان و نهایی پیش از انتخابات شکل بگیرد. امریکایی‌ها تصور می‌کنند فشارها و تحریم‌های اقتصادی ابتدا باید اثر خود را بگذارد تا در صورت ورود به مذاکره، موقعیت بهتری داشته باشند. از همین رو به نظر نمی‌رسد ترامپ آمادگی بازگشت به مذاکره را داشته باشد. اگر مذاکره‌ای صورت گیرد، با شرایط و خواسته‌های تازه و احتمالا مطالبات بیشتر ازسوی امریکا همراه خواهد بود. در مجموع، پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نه احتمال اقدام نظامی گسترده بالاست و نه احتمال گفت‌وگویی فراگیر؛ تصمیم‌های اصلی احتمالا به پس از انتخابات موکول می‌شود.»
نقش چین در معادله تنگه‌ها
محمدشریفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره نقش احتمالی چین در کاهش تنش‌های ایران و امریکا و نتایج دیدار شی‌جین ‌پینگ و دونالد ترامپ برای بحران هرمز و باب‌المندب و فراتر از آن تنش‌ها در غرب آسیا گفت: «امریکایی‌ها همواره در پی استفاده از اهرم فشار چین علیه ایران بوده‌اند. بنابراین، می‌توان پیش‌بینی کرد که در دیدار روسای‌جمهور دو کشور، موضوع ایران مطرح شود و ترامپ از پکن بخواهد از نفوذ خود بر ایران استفاده کند تا هم درباره تنگه هرمز راه‌حلی به دست‌آید و هم انصارالله یمن به‌گونه‌ای کنترل شود که در باب‌المندب برای عبور و مرور کشتی‌ها مشکل ایجاد نکند.»
این تحلیلگر افزود: «تلاش امریکا برای بهره‌گیری از نفوذ چین در یافتن راه‌حل درباره هرمز و باب‌المندب، قابل پیش‌بینی است. چینی‌ها نیز به همکاری با امریکا در این دو موضوع علاقه دارند، زیرا این همکاری افزون بر منافع مستقیم اقتصادی، به امنیت انرژی چین کمک می‌کند. چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی از منطقه خلیج‌فارس است.» محمدشریفی ادامه داد: «همزمان، مساله هرمز و باب‌المندب می‌تواند برای چین به ابزاری در مذاکره با دولت ترامپ بر سر دیگر موضوعات اختلافی تبدیل شود. پکن می‌تواند با استفاده از کارت دو گذرگاه، در پرونده‌های دیگر از امریکا امتیاز بگیرد.» محمدشریفی تصریح کرد: «به همین دلیل، می‌توان انتظار داشت چین نقش فعال‌تری برای میانجیگری میان ایران و امریکا برعهده گیرد و حتی پیشنهادهای عملی خود را در دیدار روسای‌جمهور دو کشور مطرح کند. با این حال، پذیرش این پیشنهادها ازسوی ایران محل تردید است.» این کارشناس افزود: «با وجود همکاری‌های گسترده و روابط نزدیک ایران و چین، میان نگاه دوطرف به هرمز و باب‌المندب و اهدافی که دنبال می‌کنند، اختلاف‌هایی وجود دارد. ایران احتمالا این دو موضوع را اهرم فشار مهمی می‌داند و تصور می‌کند نباید تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا به‌سادگی این اهرم‌ها را از دست بدهد. بنابراین، حتی اگر پکن خواستار بازگشایی تنگه هرمز یا اعمال نفوذ برای کنترل انصارالله در یمن باشد، بعید به نظر می‌رسد ایران در شرایط فعلی آماده دادن امتیاز باشد.»
میانجیگری چین و شکاف تهران و واشنگتن
محمدشریفی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره تاثیر رقابت دیدگاه‌ها در دولت ترامپ بر سیاست امریکا و امکان میانجیگری چین میان تهران و واشنگتن، گفت: «برد کوپر و اسکات بسنت فعلا هماهنگ حرکت می‌کنند، اما دست برتر با بسنت است. باتوجه به اعتماد و باوری که ترامپ به او دارد، می‌توان پیش‌بینی کرد که دست‌کم تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، رویکرد موردنظر بسنت بیشتر مورد توجه قرار گیرد. با این حال، همه ‌چیز به تحولاتی بستگی دارد که در میدان رخ می‌دهد. اگر اقدام نظامی صورت گیرد، قطعا دیدگاه کوپر، گزینه‌ها و پیشنهادهای او در کاخ سفید بیشتر موردتوجه قرار خواهد گرفت.»
او با اشاره به دیدار رییس‌جمهور چین و ترامپ ادامه داد: «موضوعات گسترده‌ای در روابط چین و امریکا وجود دارد که در این دیدار محل گفت‌وگو خواهد بود، اما در ارتباط با خلیج‌فارس، تنگه هرمز و باب‌المندب دو موضوعی هستند که احتمالا شی‌جین‌ پینگ و ترامپ مستقیما درباره آنها گفت‌وگو خواهند کرد.» محمدشریفی گفت: «به نظر می‌رسد پکن در این دیدار پیشنهاد خود برای ایفای نقشی فعال‌تر به عنوان میانجی را مطرح و راهکارهایی برای ترغیب امریکا به گفت‌وگو با ایران و حل مسائل از مسیر مذاکره ارایه خواهد کرد. چین نیز احتمالا با ایران گفت‌وگو می‌کند و پیشنهادهایی درباره چگونگی مذاکره با امریکا و مسائل محل اختلاف مطرح خواهد کرد. با این حال، به نظر می‌رسد ماهیت اختلاف‌ها میان ایران و امریکا و به‌ویژه نگاه جمهوری اسلامی به مسائل، به‌گونه‌ای است که پیشنهادهای پکن چندان مورد توجه قرار نخواهد گرفت.» او در پایان گفت: «حتی با وجود تلاش پکن برای ایفای نقش میانجی، بعید است موفقیت چشمگیری به دست آید، زیرا موضوعات محل اختلاف و اهدافی که ایران و امریکا دنبال می‌کنند، فاصله زیادی با یکدیگر دارد و احتمالا پیشنهادهای میانه و معتدل چین، مورد پذیرش دوطرف قرار نمی‌گیرد.»
نتانیاهو و فشار برای حمله تازه
محمدشریفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره سفر احتمالی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و دیدار احتمالی‌اش با مارکو روبیو که در رسانه‌ها برجسته شده، گفت: «پیش‌بینی رویکرد نتانیاهو چندان دشوار نیست. او در سفرهای اخیر خود به واشنگتن، همواره تلاش کرده دولت‌های امریکا را به انجام حمله نظامی گسترده علیه ایران ترغیب کند. بنابراین می‌توان انتظار داشت مهم‌ترین موضوعی که در دیدار با ترامپ و روبیو مطرح خواهد کرد، آغاز حملات نظامی تازه علیه ایران باشد.»
این تحلیلگر افزود: «نتانیاهو، با تفاوت‌هایی نسبت به ترامپ، برای خود رسالتی درنظر گرفته که بر تغییر چهره امنیتی خاورمیانه و تضمین دایمی امنیت اسراییل متمرکز است. او تصور می‌کند در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند چنین تغییر بزرگی را رقم بزند.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «نتانیاهو این ماموریت را صرفا سیاسی و امنیتی نمی‌بیند، بلکه آن را دارای وجه مذهبی و برای قوم یهود نیز تلقی می‌کند. از منظری دیگر نتانیاهو برای پیشبرد این هدف، به پشتیبانی و حمایت نظامی امریکا نیاز دارد. از این رو، در سفر خود بار دیگر درباره مزیت‌های اقدام نظامی و نتایج مورد انتظار آن با مقام‌های امریکایی گفت‌وگو خواهد کرد، چراکه برمبنای باور خود، معتقد است اقدام نظامی دیگری می‌تواند به هدف نهایی و مطلوب امریکا و اسراییل منتهی شود.»
محمدشریفی در ادامه افزود: «ارایه نقشه راهی برای آینده خاورمیانه احتمالا بخش مهمی از گفت‌وگوهای نتانیاهو با مقام‌های امریکایی خواهد بود.»
باب‌المندب و مرزهای تنش کنترل‌شده
مجید محمدشریفی درباره تحولات باب‌المندب، رویکرد انصارالله، واکنش محدود امریکا و اسراییل و احتمال نقش‌آفرینی پاکستان در حمایت از عربستان نیز خاطرنشان کرد: «درباره انصارالله یمن باید چند نکته را درنظر گرفت. گزارش‌ها و حتی دیدارهای این گروه با مقام‌های امریکایی در عمان نشان می‌دهد انصارالله خواهان ورود به جنگ با امریکا یا اسراییل نیست و همچنان می‌خواهد به توافق آتش‌بس ۲۰۲۵ احترام بگذاردو از همین رو به نظر نمی‌رسد انصارالله قصد داشته باشد به کشتی‌های مورد حمایت امریکا یا اسراییل حمله کند، زیرا چنین اقدامی می‌تواند امریکا و اسراییل را به انجام حملات گسترده علیه یمن بازگرداند. انصارالله در چارچوب راهبرد محور مقاومت می‌کوشد از باب‌المندب به عنوان اهرم فشار استفاده کند، اما ظاهرا هدف آن نیست که این راهبرد را تا سطحی گسترش دهد که به ورود مستقیم امریکا و اسراییل منجر شود.»
این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل ادامه داد: «انصارالله احتمالا می‌کوشد تاحدی در مسیرهای دریایی و صادرات انرژی عربستان اخلال ایجاد کند و فشار وارد آورد، اما از عبور از خطوط قرمزی که می‌تواند مداخله نظامی امریکا یا اسراییل را در پی داشته باشد، پرهیز می‌کند. باید دید این تنش‌ها تا چه حد کنترل‌شده باقی خواهد ماند و آیا از آستانه واکنش نظامی امریکا و اسراییل عبور می‌کند یا نه.» محمدشریفی تصریح کرد: «عربستان به‌شدت می‌کوشد امریکا و اسراییل را به اقدام نظامی گسترده علیه انصارالله ترغیب کند؛ این درخواست‌ها، بنا بر گزارش‌ها، هم آشکار و هم از مسیرهای غیرعلنی مطرح شده است. با این حال، به نظر می‌رسد نه امریکا و نه اسراییل فعلا تمایلی به ورود مستقیم به جنگ با انصارالله ندارند، زیرا برآورد می‌کنند تنش‌ها هنوز به سطحی نرسیده که چنین اقدامی را ضروری کند.امریکا و اسراییل احتمالا بر این باورند که عربستان گزینه‌های دیگری نیز دارد؛ ازجمله تفاهم امنیتی مکه و امکان دریافت کمک از پاکستان یا ترکیه در برابر انصارالله. در صورت تشدید بحران، می‌توان انتظار داشت به ‌ویژه پاکستان در حمایت از عربستان فعال‌تر شود.»
او در ادامه گفت: «مجموعه‌ای از عوامل، ازجمله رعایت خطوط قرمز ازسوی انصارالله، بی‌میلی فعلی امریکا و اسراییل به ورود مستقیم، کوشش عربستان برای جلب حمایت خارجی و آمادگی احتمالی پاکستان، آینده وضعیت باب‌المندب را تعیین می‌کند. اگر بحران به سطحی نرسد که اختلال بزرگی در صادرات انرژی عربستان ایجاد کند، احتمال واکنش نظامی پایین می‌ماند؛ اما در صورت تشدید، احتمال اقدام نظامی پاکستان در حمایت از عربستان، از احتمال ورود مستقیم امریکا یا اسراییل بیشتر است.»
خطوط قرمز و اهرم‌های فشار
محمدشریفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چرایی پرهیز امریکا و اسراییل از اقدام نظامی علیه انصارالله و عواملی که می‌تواند این رویکرد را تغییر دهد، گفت: «یکی از دلایل خودداری امریکا از اقدام علیه انصارالله، تفاهم آتش‌بس سال ۲۰۲۵ و تعهد این گروه به خودداری از حمله به کشتی‌های امریکایی است. تا زمانی که انصارالله از این خطوط قرمز عبور نکنند، امریکا و اسراییل علاقه‌ای به ورود به جنگ با آن نخواهند داشت.»
این تحلیلگر افزود: «با تشدید بحران، عربستان ممکن است از اسراییل درخواست کمک کند و این درخواست شاید به اهرم فشاری برای دولت ترامپ تبدیل شود تا از ریاض بخواهد روند عادی‌سازی روابط در قالب توافق ابراهیم را پیش ببرد. با این حال، به نظر نمی‌رسد عربستان در شرایط کنونی آمادگی پذیرش چنین توافقی را داشته باشد.» این استاد دانشگاه ادامه داد: «تحولات باب‌المندب و مساله انصارالله می‌تواند یکی از عوامل فشار بر عربستان باشد، اما به ‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. پذیرش توافق ابراهیم، مستلزم فراهم‌ شدن شرایط دیگری است که فعلا وجود ندارد.»
محمدشریفی همچنین تصریح کرد: «امریکا و اسراییل زمانی ممکن است دست به اقدام بزنند که هم عربستان و پاکستان از مهار انصارالله ناتوان باشند و هم اقدامات انصارالله، صادرات انرژی و قیمت انرژی را در سطحی قرار دهد که برای واشنگتن و تل‌آویو تهدیدآمیز تلقی شود. در آن شرایط، احتمال ورود آنها به جنگ و اقدام نظامی افزایش می‌یابد، اما در شرایط فعلی، امریکا و اسراییل محتاط‌اند و همچنان بر این باورند که عربستان و پاکستان می‌توانند در برابر انصارالله واکنش نشان دهند.» او در پایان افزود: «امریکا و اسراییل همچنین امیدوارند از اهرم چین استفاده کنند. آنها باتوجه به نفوذ پکن بر ایران و روابط خوب چین و عربستان، انتظار دارند چین بتواند تهران را ترغیب کند تا درباره باب‌المندب با انصارالله گفت‌وگو کند و مانع ایجاد اختلال در صادرات انرژی عربستان شود.»


نظرات شما