سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵
اجتماعی

زن برای کشتن شوهرش، سراغ سیانور و معشوقه‌اش رفت!

زن برای کشتن شوهرش، سراغ سیانور و معشوقه‌اش رفت!
راه ترقی - رکنا/ زن جوانی که متهم است با همکاری مردی به نام فرزاد، سیانور تهیه کرده و آن را در محلول پروتئین‌بار همسر بدنسازش ریخته است، در جلسه دادگاه اتهام قتل را انکار ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - رکنا / زن جوانی که متهم است با همکاری مردی به نام فرزاد، سیانور تهیه کرده و آن را در محلول پروتئین‌بار همسر بدنسازش ریخته است، در جلسه دادگاه اتهام قتل را انکار کرد و گفت طبق روال همیشگی محلول پروتئین همسرش را آماده کرده و در ساک باشگاه او گذاشته است. در مقابل، فرزاد ضمن تأیید تهیه سیانور برای زن جوان، مدعی شد از نقشه او برای قتل شوهرش خبر نداشته است.
چندی قبل، آرش مرد جوانی که به‌صورت حرفه‌ای بدنسازی کار می‌کرد، هنگام تمرین در باشگاهی در شهریار ناگهان حالش وخیم شد و روی زمین افتاد. ورزشکاران حاضر در باشگاه بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و آرش به بیمارستان منتقل شد، اما وضعیت جسمی او به‌سرعت وخیم‌تر شد؛ به‌گونه‌ای که هنگام رسیدن به اورژانس توانایی صحبت کردن نداشت. او به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد، اما با وجود تلاش پزشکان جان باخت.
با اعلام مرگ مشکوک آرش از سوی کادر درمان، بازپرس کشیک قتل و تیم جنایی در بیمارستان حاضر شدند. بررسی‌های اولیه هیچ نشانه‌ای از جراحت یا ضرب‌وجرح روی بدن آرش نشان نداد و جسد برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. بررسی‌های تخصصی و آزمایش‌های سم‌شناسی نشان داد آرش بر اثر مصرف سیانور جان باخته است. در ادامه مشخص شد ماده سمی در محلول پروتئین‌بار او قرار داشته است.
تحقیقات پلیس درباره زندگی خصوصی آرش نشان داد او و همسرش مدتی با یکدیگر اختلاف داشته‌اند. بررسی ارتباطات زن جوان نیز مأموران را به مردی به نام فرزاد رساند؛ مردی که در بخش خدمات یک بیمارستان در استان البرز کار می‌کرد و طبق محتویات پرونده، زن جوان از او درخواست تهیه سیانور کرده بود.
فرزاد پس از بازداشت به تهیه سیانور اعتراف کرد، اما مدعی شد از قصد زن جوان برای استفاده از آن علیه همسرش اطلاعی نداشته است. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
گفت‌وگو با زن متهم
اتهام شما قتل همسرتان با سیانور است؛ قبول دارید؟
متهم: نه، قبول ندارم. من و شوهرم اختلافاتی داشتیم، اما اختلافات ما آن‌قدر شدید نبود که بخواهم او را بکشم.
شما محلول پروتئین‌بار را برای آرش آماده کرده بودید؟
متهم: بله. شوهرم بدنساز حرفه‌ای بود و هر روز از من می‌خواست محلول پروتئینش را آماده کنم. من هم مثل همیشه آن را آماده کردم و داخل ساک باشگاهش گذاشتم.
چند ساعت بعد از اینکه آرش به باشگاه رفت چه اتفاقی افتاد؟
متهم: چند ساعت بعد به من خبر دادند حالش در باشگاه بد شده است. بعد هم متوجه شدم به بیمارستان منتقل شده، اما نمی‌دانستم چه اتفاقی برایش افتاده است.
درباره فرزاد چه می‌گویید؟ او مدعی شده شما از او سیانور خواسته‌اید.
متهم: صحبت‌های من با فرزاد فقط درباره خدمات بیمارستان بود. من یک بار همراه مادربزرگم برای معاینه چشم به بیمارستان رفته بودم و آنجا با او آشنا شدم. هر زمان درباره درمان مادربزرگم یا خدمات بیمارستان سوالی داشتم، با او تماس می‌گرفتم.
پس چرا فرزاد می‌گوید برای شما سیانور تهیه کرده است؟
متهم: نمی‌دانم چرا چنین حرفی زده است. من از او سیانور نخواستم و در جریان تهیه آن هم نبودم.
اما نماینده دادستان به پیام‌های میان شما و فرزاد استناد کرده است.
متهم: من قبول ندارم که پیام‌ها نشان‌دهنده نقشه قتل باشد. اختلاف من و شوهرم دلیل نمی‌شود که بخواهم او را بکشم.
اگر سیانور در محلول پروتئین آرش قرار گرفته باشد، چه کسی جز شما می‌توانسته آن را آماده کند؟
متهم: من فقط محلول پروتئین را مثل همیشه آماده کردم. نمی‌دانم چه اتفاقی بعد از آن افتاده و چه کسی ممکن است چیزی داخل آن ریخته باشد.
گفت‌وگو با فرزاد در دادگاه
قبول دارید برای زن جوان سیانور تهیه کردید؟
فرزاد: بله، قبول دارم که برای او سیانور تهیه کردم، اما نمی‌دانستم قرار است از آن برای قتل شوهرش استفاده کند.
آشنایی شما با زن جوان چگونه شکل گرفت؟
فرزاد: من در بخش خدمات یک بیمارستان در استان البرز کار می‌کنم. مدتی قبل این زن همراه پیرزنی برای معاینه چشم به بیمارستان آمده بود. ابتدا درباره خدمات بیمارستان از من سوال می‌کرد، اما بعد کم‌کم درباره زندگی شخصی‌اش درد دل کرد.
درباره زندگی مشترکش چه می‌گفت؟
فرزاد: می‌گفت حدود هفت سال است ازدواج کرده، اما با شوهرش اختلاف دارد. من هم فقط شنونده صحبت‌های او بودم.
چه زمانی از شما خواست سیانور تهیه کنید؟
فرزاد: یک روز با من تماس گرفت و از من خواست برایش سیانور تهیه کنم. من هم این کار را انجام دادم.
بابت تهیه سیانور پولی هم دریافت کردید؟
فرزاد: بله، بابت تهیه آن پانصد هزار تومان به من پول داد.
نمی‌پرسیدید سیانور را برای چه کاری می‌خواهد؟
فرزاد: من می‌دانستم سیانور ماده خطرناکی است، اما نمی‌دانستم قصد او چیست. اگر می‌دانستم قرار است با آن شوهرش را بکشد، هرگز این کار را انجام نمی‌دادم.
قبول دارید ارتباط شما با زن جوان فراتر از ارتباط معمولی بوده است؟
فرزاد: او با من درد دل می‌کرد، اما من از نقشه قتل خبر نداشتم و نمی‌دانستم سیانور قرار است در محلول پروتئین شوهرش استفاده شود.


نظرات شما