شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
نوشتارها

چرا ترامپ جنگ علیه ایران را باخت

چرا ترامپ جنگ علیه ایران را باخت
راه ترقی - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست حسین کیامنش| جنگ ۴۰ روزه‌ای که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با اهداف ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حسین کیامنش| جنگ ۴۰ روزه‌ای که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با اهداف راهبردی مشخصی مانند نابودی کامل توانمندی نظامی - موشکی ایران، فلج کردن اقتصاد و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران به دست گروهک‌های تروریست تجزیه‌طلب آغاز کردند، نه‌تنها به این اهداف نرسید، بلکه به شکستی راهبردی برای واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شد، طوری که حالا تحلیلگران، رسانه‌های بین‌المللی و حتی ناظران نزدیک به دولت ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را به عنوان بازنده بزرگ این درگیری توصیف می‌کنند. دوماهنامه «آتلانتیک» در گزارشی صریح نوشت «ایران، آمریکا را تحقیر کرد» و توافق نهایی نه پیروزی، بلکه تسلیم تحقیرآمیز واشنگتن در برابر واقعیت‌های میدانی بود. جنگ تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، با حملات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی، هسته‌ای و زیرساخت‌های ایران همراه بود اما مقاومت ایران با حملات موشکی و پهپادی متقابل، بسته شدن تنگه هرمز و اختلال شدید در بازار انرژی جهان، معادلات را بر هم زد. در نهایت، ضربات متقابل بی‌سابقه ایران به پایگاه‌های آمریکا و منافع اقتصادی غرب در منطقه، ترامپ و ایالات متحده را به پذیرش آتش‌بس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ واداشت. این آتش‌بس اولیه که توسط پاکستان میانجی‌گری شد، پس از هفته‌ها مذاکره حالا به عنوان تفاهم پایان جنگ، به امضای روسای جمهور ۲ کشور رسیده است.
ادعای پیروزی آمریکا در برابر واقعیت میدان
در تمام مدت پس از برقراری آتش‌بس اولیه تا امضای تفاهم پایان جنگ که هفته گذشته انجام شد، مقامات آمریکا به‌ویژه دونالد ترامپ بارها ادعا کردند حملات ایالات متحده، ایران را «مجبور به تسلیم» کرد و تهران ناچار به پذیرش شرایط واشنگتن شد. رئیس دولت تروریست آمریکا در اظهارات متعدد، نتیجه جنگ را «پیروزی قاطع خود» توصیف می‌کرد و می‌گفت ایران «تقریباً نابود» شده و تنها به لطف آمریکا به میز مذاکره آمده است. این روایت در رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید تکرار می‌شد و هدف آن، پوشاندن هزینه‌های سنگین جنگ برای اقتصاد و اعتبار آمریکا بود اما اظهارات اخیر خود ترامپ، پرده از واقعیت میدان برداشته و به وضوح نشان می‌دهد کدام طرف واقعا نیازمند توقف جنگ بوده است. وی در حاشیه اجلاس گروه 7 در فرانسه، صراحتاً اذعان کرد ادامه جنگ برای آمریکا فاجعه‌بار بود. 
رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی بی‌سابقه اذعان کرد: «اگر با ایران توافق نمی‌کردیم، تنگه هرمز بازگشایی نمی‌شد. اگر به بمباران ایران ادامه می‌دادیم، کشتی‌ها دیگر نمی‌توانستند تردد کنند. ذخایر نفت ما هم ۴ هفته دیگر تمام می‌شد. ذخایر نفت در سراسر جهان وجود دارد. ذخایر ما واقعاً تمام خواهد شد». ترامپ این را هم گفت که اگر با ایران توافق نمی‌کردیم، روزی ۷۰۰ میلیون دلار ضرر می‌کردیم. این اعترافات، مشخصاً بر ادعاهای قبل رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه ایران تسلیم و مجبور به پذیرش آتش‌بس شده، خط بطلان کشید. پیش‌ از هر چیزی، همان‌طور که ترامپ می‌گوید، باید به این نکته توجه داشت که ایران با کنترل عملی آبراه حیاتی هرمز که بیش از ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، اهرم قدرتمندی در دست داشته و دارد. بسته شدن تنگه هرمز در جریان جنگ 40 روزه، نه‌تنها قیمت نفت را به‌شدت افزایش داد، بلکه ذخایر استراتژیک آمریکا (SPR) را به سرعت مصرف کرد. ترامپ صراحتاً اعتراف کرد بدون توافق، بازگشایی تنگه هرگز رخ نمی‌داد و ادامه بمباران، تردد کشتی‌ها را متوقف می‌کرد.
علاوه بر این، اذعان ترامپ مبنی بر اینکه در صورت تداوم جنگ علیه ایران، ذخایر نفت آمریکا ۴ هفته دیگر تمام می‌شد نیز قابل توجه است. این اعتراف مشخصا نشان‌دهنده بحران داخلی آمریکا در زمان جنگ علیه ایران است؛ اینکه حتی با وجود منابع جهانی، اختلال در تأمین نفت منجر به هرج ‌و مرج در حوزه انرژی می‌شد. ضرر روزانه ۷۰۰ میلیون دلار نیز که احتمالاً از افزایش قیمت‌ها، اختلال در تجارت و هزینه‌های نظامی ناشی می‌شود، فشار اقتصادی غیرقابل تحملی بر اقتصاد آمریکا ایجاد کرده بود. اعترافات ترامپ، بر خلاف تظاهر و ادعاهای پیروزی اولیه او، شرایط جنگ را برای آمریکا وخیم توصیف می‌کند. به عبارت دیگر، واشنگتن نه‌تنها به اهداف راهبردی، یعنی نابودی توانمندی موشکی و براندازی جمهوری اسلامی ایران نرسید، بلکه با بحران انرژی، فشار اقتصادی و از دست دادن اعتبار بین‌المللی مواجه شد و از طرف دیگر، ایران با وجود آسیب‌های واردشده، توانست با مقاومت 40 روزه و البته با اهرم تنگه هرمز، آمریکا را مجبور به توقف جنگ و تقاضای آتش‌بس کند.
فشار بر اسرائیل با ادبیات جدید ترامپ و ونس
نیاز مبرم آمریکا به توقف جنگ، در ادبیات ترامپ و معاونش جی‌دی ونس نسبت به مقامات رژیم صهیونیستی نیز به وضوح قابل مشاهده است. ترامپ در واکنش به انتقادات مقامات رژیم صهیونیستی نسبت به تفاهم آمریکا با ایران برای پایان جنگ، با طعنه به صهیونیست‌ها گفت اگر من نبودم، اسرائیل امروز وجود نداشت. او در روزهای اخیر با تکرار این طعنه، به رژیم صهیونیستی یادآور شد بدون حمایت‌های او، اسرائیل نابود شده بود. این حرف‌ها در حالی زده می‌شود که ترامپ همزمان از نتانیاهو انتقاد می‌کند که «قدردانی نمی‌کند» و رفتارش باعث تنفر جهانی از اسرائیل شده است! ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز روز گذشته در نشست خبری کاخ سفید صریح‌تر و مستقیم‌تر از ترامپ با مقامات رژیم صحبت کرد. او خطاب به صهیونیست‌ها گفت: «دونالد ترامپ تنها رئیس دولتی در کل جهان است که در این لحظه نسبت به اسرائیل همدردی دارد. اگر من در کابینه اسرائیل بودم، به تنها متحد قدرتمندی که در سراسر جهان دارم حمله نمی‌کردم». این ادبیات هشداردهنده و طعنه‌آمیز، حاکی از آن است حداقل در شرایط فعلی، ترامپ و تیمش هیچ علاقه‌ای به از سرگیری جنگ علیه ایران ندارند. اولویت واشنگتن، جلوگیری از بحران اقتصادی بیشتر و حفظ دستاورد تفاهم، بویژه بازگشایی تنگه هرمز است. این تغییر لحن، حتی به قیمت ایجاد تنش با اسرائیل، نشان‌دهنده واقعیت‌های سخت پس از ۴۰ روز جنگ است که ترامپ و آمریکا با آن روبه‌رو شده‌اند. اعمال کنترل کامل ایران بر آبراه حیاتی هرمز، در طول جنگ و حتی هفته‌ها پس از آتش‌بس که اکنون باعث شده قدرت ایران در خلیج فارس برای دنیا درک و تثبیت شود، چنان برای اقتصاد جهان و آمریکا گران تمام شد که حالا به نظر می‌رسد واشنگتن از شروع دوباره جنگ و بسته شدن مجدد تنگه هراس دارد. البته باید توجه داشت ایران نشان داده هر زمانی که اراده کند، تنگه هرمز به روی آمریکا و متحدانش بسته خواهد شد. ترامپ صراحتاً گفته است بدون تفاهم و پایان جنگ، تنگه هرمز باز نمی‌شد و ذخایر نفت آمریکا نیز به اتمام می‌رسید. این هراس، ریشه در واقعیت‌های اقتصادی دارد: افزایش قیمت نفت، تورم، فشار بر مصرف‌کننده آمریکایی و تضعیف موقعیت دلار در جهان. جمهوری اسلامی ایران با وجود آسیب‌های متحمل‌شده، توانست اهرم اقتصادی قدرتمندش را حفظ و آمریکا را مجبور به تقاضای توقف جنگی کند که قرار بود ظرف مدت زمان کوتاهی منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران شود. تحلیلگرانی که ترامپ را «بازنده بزرگ» می‌دانند، درست به این نقطه اشاره دارند: جنگی که با وعده‌های بزرگ آغاز شد، با اعترافات تلخ به پایان رسید. آمریکا اکنون در موقعیتی قرار گرفته که باید از هرگونه تشدید تنش با ایران پرهیز کند، حتی اگر این موضوع به معنای فاصله‌گیری موقت از برخی مطالبات رژیم صهیونیستی باشد. همین واقعیت‌، تصویر دقیق‌تری از توازن قوا پس از ۴۰ روز نبرد ارائه می‌دهد.
بازار


نظرات شما