راه ترقی - ورزش 3 /دروازهبان شماره یک تیم ملی فوتبال ایران با انتشار یک استوری تند و صریح به انتقادهای علی دایی، اسطوره فوتبال ایران و سرمربی سابق تیم ملی، پاسخ داد. او برای اولین بار از کلماتی استفاده کرده که تقریبا در فوتبال ایران علیه علی دایی استفاده نشده بود اما این استوری که به نوعی نشانه خشم بیرانوند از صحبتهای دایی نیز هست، پاسخی چند وجهی به کلمهای است که لحنی تحقیرآمیز خطاب به بیرانوند داشت؛ جایی که دایی از کلمه "دکتر" به عنوان پیشوند بیرانوند استفاده کرد تا این دروازهبان ملیپوش به صحبتهای دایی اینچنین واکنش نشان بدهد.
استوری بیرانوند بیسابقه و تندتر از چیزی است که انتظار داشتیم و کمی متفاوت با پیغامهایی است که بازیکنان فوتبال در کلکلهای فوتبالی میدهند. او روی نکاتی دست گذاشته که علی دایی به خصوص در سالهای اخیر سعی کرده از آنها خود را مبرا کند. نکاتی مثل ارتباط با سران سیاسی و استفاده از برخی رانتها و در نهایت جهتگیریهای سیاسی دایی به خصوص در شرایط جنگی.

این جملات را بخوانید:
علی دایی که دوست داشتم همیشه بزرگوارانه حرف بزند و با احترام از او یاد کنم، در مصاحبه با برنامهای که عواملش برای باخت تیم ملی در جام جهانی دست به دعا برداشته بودند، مرا مورد تمسخر و تحقیر قرار داد.
اینکه من به عنوان بازیکن بگویم مجسمه مربی ام که برای اولین بار در جام جهانی نباخته را بسازند، نشان از احترام و قدرشناسی است.
من که نه تبلیغات سیاسی کردهام، نه از رانتی استفاده کردهام، بلکه به عنوان پسر کارگری زحمت کش بدون هیچ رانت و با تجربههایی سخت نزدیک به ۱۰۰ بازی ملی در ۳ جام جهانی و جام ملت ها به تیم ملی کشورم خدمت کردهام، شایسته احترام هستم یا تحقیر؟
رانتخواری و فرصت طلبی را همه زشت و قبیح میدانیم اما کاش در خلوت هم آن کار دیگر نکنیم. کاش چهره ما واقعی باشد. زشت یا زیبا اما واقعی.
جناب دایی با ترفند نخ نمای سکوت، مدعی مردمی بودن است اما چنان تیم ملی را به باد انتقاد می گیرد که انگار چه سوابق درخشانی در مربیگری تیم ملی دارد. آن روش مذموم که علی دایی با لابی سیاسی مربی تیم ملی شد هنوز از یاد کسی نرفته است، اما تنها مربی ای که به عربستان در آزادی باخته، روی فراموشکاری ما حساب باز کرده.
این روزها که کشور مورد تجاوز آمریکا و اسراییل قرار گرفته جایی برای ادامه این بحث نیست، اما دوست ندارم باور کنم در میانه جنگ وجودی و میهنی علیه ایران اسطوره مردمی (!) فقط در نوروز نور را بر تاریکی پیروز بداند تا با این واژهها هم سفره کسانی شود که آرزوی بمباران ایران را داشتند. باور نمیکنم و حتما اینطور نیست، چون با ادعای مردم دوستی نمیتوان در مقابل جنایت میناب و دنا و بمپور و کشته های جنگ تحمیلی سکوت کرد.