راه ترقی - هفت صبح /دوچرخه که زمانی ارزانترین راه حملونقل بود، اکنون بهدلیل گرانی بسیاری از مردم را از رکاب زدن بازداشته است.
دوچرخه زمانی ارزانترین وسیله حملونقل شخصی به حساب میآمد. وسیلهای که دانشآموز، کارمند، ورزشکار و حتی خانوادههایی با درآمد متوسط میتوانستند به سراغش بروند. هر وقت قیمت خودرو بالا میرفت، بسیاری میگفتند دوچرخه هنوز در دسترس است. وقتی بازار موتورسیکلت هم گران شد، باز دوچرخه به عنوان گزینهای اقتصادی مطرح میشد. امروز اما این معادله به هم خورده است.
قیمت برخی دوچرخههای حرفهای به چند صد میلیون تومان رسیده و حتی مدلهایی که کیفیتی معمولی دارند با قیمتهایی عرضه میشوند که برای بخش بزرگی از جامعه دور از دسترس است. بازاری که زمانی نماد حملونقل ارزان و ورزش همگانی بود، حالا نشانههایی از یک کالای لوکس را با خود حمل میکند.
افزایش نرخ ارز، دشواری واردات، گرانی قطعات و رکود تولید داخلی دست به دست هم دادهاند تا دوچرخه نیز به فهرست کالاهایی اضافه شود که هر سال فاصله بیشتری با قدرت خرید خانوارها پیدا میکنند. این اتفاق در شرایطی رخ داده که بسیاری از شهرهای دنیا برای گسترش دوچرخهسواری یارانه میدهند، مسیرهای ویژه میسازند و شهروندان را به استفاده از این وسیله تشویق میکنند.
دوچرخه هم از دسترس خارج شد
نسیم رحمانی، مربی باسابقه دوچرخهسواری کشور که سالها در حوزه آموزش، تورهای ورزشی و برنامههای توسعه دوچرخهسواری فعالیت کرده، معتقد است بازار دوچرخه روزهای خوبی را پشت سر نمیگذارد.او میگوید: «قبلاً اگر کسی توان خرید خودرو نداشت سراغ موتور میرفت و اگر موتور هم گران بود دوچرخه انتخاب میشد. الان شرایط به جایی رسیده که دوچرخه هم برای خیلی از مردم دستنیافتنی شده است. نمیخواهم اسم برند خاصی را بیاورم اما دوچرخهای که کیفیت قابل قبولی داشته باشد و بتوان با خیال راحت از آن استفاده کرد از حدود ۱۰۰ میلیون تومان شروع میشود.»
این رقم زمانی معنا پیدا میکند که با درآمد خانوار مقایسه شود. حداقل دستمزد ماهانه امسال حدود 18 میلیون تومان است. به بیان دیگر خرید یک دوچرخه مناسب، معادل چند ماه درآمد کامل یک خانوار کارگری هزینه دارد. این در حالی است که دوچرخه قرار بود ارزانترین ابزار حملونقل شهری و ورزشی باشد. رحمانی میگوید: «وقتی قیمتهای بازار جهانی را نگاه میکنیم میبینیم رشد قیمت در ایران از بسیاری کشورها بیشتر بوده است. مردم تصور میکنند دوچرخه وسیلهای ارزان است اما وقتی وارد بازار میشوند با واقعیت دیگری روبهرو خواهند شد.»
کالایی که لوکس دیده میشود
در بسیاری از کشورها دوچرخه بخشی از سیاست حملونقل عمومی است. شهرداریها برای آن مسیر اختصاصی ایجاد میکنند و دولتها با مشوقهای مالی به توسعه این صنعت کمک میکنند. در ایران اما فعالان این حوزه اعتقاد دارند نگاه تصمیمگیران به دوچرخه متفاوت است.
رحمانی میگوید:
«دوچرخه در مقررات گمرکی ایران به چشم کالای لوکس دیده میشود. چند سال قبل مسیرهای دوچرخه در بعضی نقاط تهران ساخته شد و این امید به وجود آمد که شرایط بهتر شود. اما مدتی است میبینیم بخشی از این مسیرها کارایی گذشته را ندارند یا حذف شدهاند. در حالی که دوچرخه هم ورزش است، هم وسیله حملونقل و هم کمک بزرگی برای کاهش آلودگی هوا.»به اعتقاد او وقتی زیرساختها توسعه پیدا نکنند، تقاضا نیز محدود میشود و بازار کوچکتر خواهد شد. نتیجه این چرخه، کاهش سرمایهگذاری و افزایش قیمتهاست.
دوچرخههای ارزان، سنگین و دردسرساز
البته در بازار هنوز هم دوچرخههایی با قیمتهای پایینتر پیدا میشوند. اما فعالان این حوزه معتقدند این محصولات در بسیاری از موارد کیفیت مطلوبی ندارند.رحمانی توضیح میدهد: «دوچرخههای ارزانتر معمولاً از فریمهای فولادی سنگین ساخته میشوند. ساخت این مدلها برای تولیدکننده راحتتر است و هزینه کمتری دارد. اما محصول نهایی وزن زیادی پیدا میکند و استفاده از آن سخت میشود.»
به گفته او دوچرخههای آلومینیومی که وزن کمتر و عملکرد بهتری دارند با قیمتهای بسیار بالاتری عرضه میشوند. همین موضوع باعث شده بسیاری از خانوادهها به سراغ مدلهای سنگینتر بروند.او ادامه میدهد: «بارها شاگردانی داشتم که خانوادهشان برای صرفهجویی در هزینه یک دوچرخه ارزان خریده بودند. بچه حتی نمیتوانست دوچرخه را به راحتی حرکت بدهد. نتیجه این میشود که از ورزش دلزده میشود و فکر میکند توانایی دوچرخهسواری ندارد.»
زندگی آپارتمانی و مشکل دوچرخههای سنگین
یکی از چالشهای جدید بازار دوچرخه به سبک زندگی شهری بازمیگردد. بسیاری از خانوادهها در آپارتمان زندگی میکنند و فضای اختصاصی برای نگهداری دوچرخه ندارند.رحمانی میگوید: «وقتی یک دوچرخه فولادی سنگین خریداری میشود، انتقال آن به طبقات بالاتر ساختمان خودش تبدیل به یک مشکل بزرگ میشود. افراد مجبورند هر روز آن را از پلهها بالا و پایین ببرند. برای یک نوجوان یا حتی یک بزرگسال این کار ساده نیست.» به گفته فعالان بازار، همین مسئله باعث میشود بخشی از دوچرخههای خریداری شده پس از مدت کوتاهی بلااستفاده بمانند.
رکود در بازار تولید داخل
یکی از امیدهای بازار دوچرخه در سالهای گذشته توسعه تولید داخلی بود. اما فعالان این صنعت میگویند بسیاری از کارخانهها با مشکلات جدی روبهرو شدهاند.رحمانی که سابقه همکاری با برخی مجموعههای تولیدی را داشته میگوید: «تولیدکننده داخلی هم شرایط آسانی ندارد. هزینه مواد اولیه بالا رفته، تامین قطعات دشوار شده و موانع زیادی سر راه تولید وجود دارد. بعضی مجموعههایی که قبلاً فعالیت میکردند به تدریج تولید خود را محدود کردند یا خطوط تولیدشان را بستند.»وابستگی بخش بزرگی از قطعات دوچرخه به واردات نیز باعث شده نوسانات ارزی مستقیماً روی قیمت نهایی اثر بگذارد. به همین دلیل حتی محصولاتی که در داخل مونتاژ میشوند نیز از موج گرانی در امان نماندهاند.
سفر با دوچرخه، تفریحی گران
دوچرخهسواری حرفهای و سفرهای بینشهری نیز شرایط مشابهی دارند. در سالهای گذشته تورهای دوچرخهسواری یکی از شاخههای رو به رشد گردشگری ورزشی بودند. اما حالا هزینه ورود به این حوزه به شدت افزایش یافته است.رحمانی میگوید: «برای سفرهای طولانی به دوچرخهای نیاز دارید که تحمل بار و مسافت بالا را داشته باشد.
در دوچرخههای توریستی و حرفهای قیمتها بسیار بیشتر است. اگر تجهیزات جانبی را هم حساب کنیم رقم قابل توجهی به دست میآید.» به گفته او خرید دوچرخه تازه آغاز ماجراست. کلاه ایمنی، لباس فنی، عینک، چراغ، کیفهای حمل بار، ابزار تعمیر، تلمبه و قطعات یدکی نیز باید به هزینه اولیه اضافه شوند.فعالان بازار میگویند یک دوچرخه مناسب برای سفرهای بینشهری معمولاً بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان قیمت دارد و برخی مدلهای حرفهای حتی از این محدوده نیز فراتر میروند.
دوچرخه تبدیل به آرزو شده است
شاید مهمترین نشانه وضعیت فعلی بازار را بتوان در رفتار علاقهمندان مشاهده کرد. افرادی که همچنان به دوچرخهسواری علاقه دارند اما امکان خرید تجهیزات مورد نیاز را پیدا نمیکنند.رحمانی میگوید: «سالها قبل افراد زیادی با من تماس میگرفتند و درباره خرید دوچرخه برای شرکت در برنامهها و تورها سوال میکردند. امروز تعداد زیادی از همان افراد فقط برنامهها را دنبال میکنند. پیام میدهند، لایک میکنند و درباره مسیرها سوال میپرسند اما توان خرید دوچرخه مناسب را ندارند. برای بخشی از مردم دوچرخه به آرزو تبدیل شده است.»
این وضعیت برای ورزشی که روزگاری یکی از کمهزینهترین فعالیتهای بدنی محسوب میشد، تصویر عجیبی به نظر میرسد. وسیلهای که قرار بود راهکاری برای کاهش هزینه حملونقل، بهبود سلامت عمومی و کاهش آلودگی هوا باشد، امروز در بسیاری موارد به کالایی تبدیل شده که خرید آن نیازمند بودجهای چند ده یا حتی چند صد میلیون تومانی است.
بازار دوچرخه این روزها روایتی آشنا از اقتصاد ایران را تکرار میکند. کالایی که زمانی در دسترس عموم بود، آرام آرام از سبد مصرف خانوار فاصله گرفته است. اگر سیاستگذاریها تغییری نکند و حمایت موثری از تولید و مصرف صورت نگیرد، رکاب زدن نیز ممکن است به فعالیتی تبدیل شود که بیش از هر چیز با توان مالی افراد گره خورده باشد.