راه ترقی - فرهیختگان / علیرضا خمسه، در جمع شرکتکنندگان المپیاد فیلمسازی جشنواره فیلمهای کودک و نوجوان گفت:
کارتان برای باورپذیر شدن باید جامعیت داشته باشد. مثلا در سریال پایتخت من وقتی نقش باباپنجعلی را بازی میکردم آیا باور کرده بودید که یک پیرمرد علیل مازندرانی است؟ اگر این را پذیرفتید به این دلیل است که من روی آن کاراکتر تحقیق کردم. چون مثلا پیرمرد مازنی با پیرمرد بلوچ فرق دارد.
سالهایش من طرحی داشتم که به همراه فریدون حسنپور فیلمنامه آن را در قالب یک کار سینمایی نوشتیم، زنده یاد یدالله صمدی خواست پروژه را به او بدهیم تا کارگردانی کند، در حالی که ما خودمان میخواستیم، آن را بسازیم. بعد از مدتی صمدی فیلم را به داود میرباقری برای دیالوگ نویسی داد و آماده تولید شد، و از من هم پرسید، میخواهی نقش اصلی را بازی کنی؟
ولی من گفتم نه، باید از من بزرگتر باشد و بهتر است مهدی هاشمی آن را بازی کند. در اصل پروژهای که میشد علیرضا خمسه نویسنده، کارگردان و بازیگر نقش اصلی آن باشد، تبدیل شد به فیلم «معجزه خنده» که کار موفقی هم بود.
من نمیخواستم نمایش یک نفره داشته باشم و کار به این صورت تولید شد. اساس کار سینما، کار گروهی است. این کار در جایی مثل هالیوود مرسوم است. فرد یا افرادی هستند که مثلا به فیلمنامههای کمدی، شوخی اضافه میکنند و در چرخه این صنعت حضور مهمی دارند.