راه ترقی - خراسان / در تاریخ سینمای ایران و البته جهان، همکاریهای موفق میان یک کارگردان و بازیگر کم نیست؛ همکاریهایی که گاهی به امضای مشترک دو هنرمند تبدیل میشوند و حاصلشان، مجموعهای از شخصیتهای ماندگار در آثار مختلف است. در سینمای ایران نیز چند نمونه خوب از این همکاریها وجود دارد که از جمله موفقترین آنها را میتوان در همکاری حمید نعمتا... کارگردان و لیلا حاتمی بازیگر شاخص سینمای ایران دید. نکته جالب درباره همکاری آنها، تنوع جهانهایی است که آثار نعمتا... ساخته و کاراکترهای حاتمی زنده کرده. «بیپولی» یک کمدی اجتماعی است، «رگ خواب» در قلمرو ملودرام عاشقانه قرار میگیرد و گفته میشود «قاتل و وحشی» یک تریلر است. «بت» نیز یک درام با درونمایه اجتماعی به شمار میآید که با فضایی پرتنش، با آثار معمول سینمای اجتماعی تفاوت دارد. بنابراین در بررسی همکاری این دو سینماگر، با ۴ فیلم روبه رو میشویم که صرفاً یک فرمول موفق را تکرار نکردهاند، بلکه هر بار، فضایی متفاوت ساختهاند و وجه دیگری از تواناییهای بازیگری لیلا حاتمی را به نمایش گذاشتهاند.
کمدی شیرین یک بازیگر جدی
جشنواره فیلم فجر معمولاً چندان روی خوشی به سینمای کمدی نشان نمیدهد؛ چه رسد به این که به یک فیلم کمدی جایزه مهمی هم بدهد. با این حال، «بیپولی» حمید نعمتا... نه تنها در جشنواره بیست و هفتم فجر حضور پیدا کرد، بلکه سیمرغ بلورین بهترین فیلم نامه را نیز به دست آورد. لیلا حاتمی در این فیلم در کنار بهرام رادان، نقش یکی از دو شخصیت اصلی قصه را ایفا میکند. او زنی سادهدل، مهربان و تا حدی معصوم است که در مواجهه با مشکلات زندگی مشترک، موقعیتهای کمیک متعددی میسازد و این جا از قالب نقشهای جدی که بیشتر با آنها شناخته میشود، فاصله میگیرد و توانایی خود را در بازی کمدی به رخ میکشد. او در شرایطی که بازیگران مرد باتجربهای مانند بهرام رادان، سیامک انصاری، امیر جعفری و حبیب رضایی در فیلم حضور دارند، به خوبی از پس نقش برمیآید و زیر سایه همبازیانش قرار نمیگیرد. شخصیت او نیز به یکی از اجزای ماندگار فیلم تبدیل شده؛ هرچند ممکن است برخی از طرفداران «بیپولی» بیشتر مجذوب موقعیتهای کمدی و بازی بازیگران دیگر شده باشند. حاتمی در این تجربه نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، توانایی حضور موفق در یک کمدی پرمخاطب را هم دارد. «بیپولی» در نهایت نخستین سیمرغ بازیگری لیلا حاتمی را برایش به همراه آورد و در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، او را به جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن رساند تا همکاریاش با نعمتا...، از همان ابتدا با موفقیتی مهم همراه شود.
سه پرده از یک فروپاشی عاطفی
اگر «بیپولی» فرصتی برای نمایش تواناییهای کمدی حاتمی بود، «رگ خواب» را باید یکی از مهمترین میدانهای نمایش ظرفیتهای دراماتیک او دانست. این فیلم را میتوان در شمار یکی از ۱۰ فیلم عاشقانه سینمای پس از انقلاب قرار داد که تمام بار عاطفی و روایی خود را بر دوش شخصیت اصلیاش گذاشته. در «رگ خواب»، بازی او را میتوان به سه فصل متفاوت تقسیم کرد. در فصل نخست، با زنی مستقل و تنها روبه رویم که گرچه در ظاهر تلاش میکند محکم و بینیاز به نظر برسد، اما آسیبپذیری زیرپوستی دارد و حاتمی این شکنندگی پنهان را با جزئیات ظریفی به تصویر میکشد. در فصل دوم، زن وارد دوره شیفتگی میشود. او عاشق شده، زندگی مشترکی را تجربه میکند و در خوشبینی و رویاهایش غرق است. بازی حاتمی در این بخش سرشار از شور و سرزندگی است و با لبخندها، رفتارها و حتی تغییرات لحن خود نشان میدهد که چگونه در فضای یک عشق تازه، از وضعیت قبلی فاصله گرفته. بخش سوم اما چیزی جز نقطه مقابل این سرخوشی نیست. زن با چهره دیگری از مرد محبوبش مواجه میشود و ناگهان از رویای شیرین خود روی زمینی سفت میافتد. حاتمی در این بخش، فروپاشی تدریجی شخصیت را به شکلی باورپذیر اجرا میکند؛ زنی که دیگر آن اعتمادبهنفس و شادابی گذشته را ندارد و با رهاشدگی و شکست عاطفی دستوپنجه نرم میکند. هنر بازیگر در «رگ خواب» آن است که این سه وضعیت کاملاً متفاوت را در قالب یک شخصیت واحد، پیوسته و باورپذیر ارائه میدهد. تماشاگر در تمام این مسیر با او همراه میشود و تغییراتش را به مثابه سیر طبیعی یک تجربه عاطفی پیگیری میکند. «رگ خواب» توجه تماشاگران، منتقدان و سینماگران را برانگیخت و دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را برای حاتمی در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر به ارمغان آورد.
بازگشت به اوج با «بت»
حمید نعمتا... این روزها با فیلم «بت» بار دیگر به پرده سینماها آمده و باز هم کاراکتری با بازی لیلا حاتمی را در مرکز روایت خود قرار داده. قصه فیلم حول شخصیت زنی نیمهشنوا به نام «لیلا» میگذرد که در موقعیتی پرتنش و پیچیده قرار میگیرد. نعمتا... بار دیگر موفق شده بخش بزرگی از بار عاطفی و کشش داستان را بر دوش شخصیت اصلی بگذارد و حاتمی نیز با اجرایی بسیار خوب، از پس این مسئولیت برآمده. شخصیتپردازی و کیفیت بازی او به اندازهای است که تماشاگر به سرعت با شخصیت اصلی درگیر میشود و تا پایان و چه بسا در روزهای بعد، سرنوشت او را دنبال میکند. نعمتا... و حاتمی در مرحله فیلم نامه و بازی، شیمی مناسبی بین «لیلا» و برادر و دوستش ایجاد کردهاند. شاید اگر «بت» در جشنواره فیلم فجر به نمایش درمیآمد، لیلا حاتمی احتمالاً برای دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن بیرقیب بود و در جشنوارههای مردانه سالهای اخیر، به راحتی سومین سیمرغ خود را دریافت میکرد. «بت» بار دیگر نشان میدهد همکاری نعمتا... و حاتمی هنوز ظرفیت خلق تجربههای تازه و موفق را دارد.
یک همکاری دیده نشده در «قاتل و وحشی»
پیش از «بت» اما سومین همکاری حمید نعمتا... و لیلا حاتمی فیلم «قاتل و وحشی» محصول ۱۳۹۸ است. این فیلم که سرنوشت متفاوتی نسبت به دیگر تجربیات آنها پیدا کرده و به علت توقیف، هنوز فرصت نمایش عمومی نیافته و چشمانداز روشنی هم برای رفع توقیف آن نیست، جز چند نمایش محدود و خصوصی، در دسترس عموم قرار نگرفته و همین مسئله قضاوت درباره آن را دشوار میکند. از آن جا که نگارنده نیز فیلم را ندیده، طبیعتاً نمیتواند درباره کیفیت نهایی اثر یا جایگاه آن در کارنامه این دو هنرمند داوری کند، اما روایت کسانی که فرصت تماشای فیلم را داشتهاند، عمدتاً حاکی از رضایت از آن است؛ خصوصاً بازی لیلا حاتمی و شهرام حقیقتدوست که مورد تحسین جدی قرار گرفته.
نویسنده: سیدکریم بابایی