راه ترقی - جام جم / سر ۲۰ساله که بعد از جدایی والدینش دچار افسردگی شده بود برای اینکه مادرش برای همیشه نزدش بماند او را به گروگان گرفت.
در روزهای پایانی هفته گذشته، مردی سالخورده با حضور در پلیس آگاهی تهران طرح شکایت کرد و گفت: دخترم از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش خاموش است و همهجا را برای یافتن او جستوجو کردهام، اما بینتیجه بوده. «دخترم از شوهرش جدا شده و حتی با داماد سابق و نوه ۲۰سالهام نیز تماس گرفتهام، اما آنها نیز از او بیخبرند.»
بازار ![]()
در ادامه تحقیقات، عصر شنبه زنی با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و گزارش داد که از خانه همسایهشان صدای کمکخواهی میشنود.
او توضیح داد: «چند بار مقابل خانه رفتم اما پسر خانواده ادعا کرد که تنهاست و مشغول تماشای فیلم با صدای بلند است. با این حال، پس از بازگشت دوباره همان صدای کمکخواهی را شنیدم.»
مأموران به خانه مورد نظر رفتند و در زدند. پسری ۲۰ ساله در را باز کرد و گفت چون پدرش در خانه حضور ندارد، نمیتواند اجازه دهد کسی وارد شود. مأموران با اصرار وارد خانه شدند و در یکی از اتاقها، زنی میانسال را دیدند که زندانی شده بود. آنها متوجه شدند که او مادر خانواده است.
زن میانسال در اظهاراتش گفت: «من و شوهرم جدا شدیم و گاهی اجازه دیدن پسرم را داشتم. آن روز تلفنی با پسرم حرف زدم. هردو دلمان برای هم تنگ شده بود. برای دیدن او آمدم و ساعاتی بعد، وقتی میخواستم آنجا را ترک کنم، پسرم مانع شد و مرا در اتاق زندانی کرد تا اینکه روز سوم مأموران آمدند و نجاتم دادند. گمان میکنم پسرم به خاطر علاقهاش به من این کار را کرد تا از او دور نشوم.»
پسر ۲۰ ساله نیز گفت: «به مادرم وابستگی زیادی داشتم. وقتی از پدرم جدا شد، کمتر او را میدیدم. افسرده شده و قرص مصرف میکردم. به مادرم زنگ زدم و گفتم دلتنگش شدهام. به دیدنم آمد. ساعاتی بعد که میخواست برود مانع شدم و او را در اتاق زندانی کردم. تصور کردم با این کار او برای همیشه نزدم میماند.»
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید خبر گفت: «بررسیها نشان داد این پسر سوءنیتی نداشته و مادرش نیز او را بخشیده، اما از آنجا که وی دچار افسردگی و مشکلات روحی بود، قرار شد تحت درمان قرار گیرد.»