سه شنبه ۹ تير ۱۴۰۵
نوشتارها

سرمقاله اعتماد/ میان تنش و تفاهم

سرمقاله اعتماد/ میان تنش و تفاهم
راه ترقی - اعتماد / «میان تنش و تفاهم» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علی میرزامحمدی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - اعتماد / «میان تنش و تفاهم» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علی میرزامحمدی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده که در برخی روایت‌های رسانه‌ای از آن با عنوان «تفاهم اسلام‌آباد» یاد می‌شود، قرار بود راهی برای مهار تنش‌های فزاینده در خلیج‌فارس و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها در منطقه بگشاید. با این حال، تحولات روزهای اخیر نشان می‌دهد این تفاهم هنوز به یک ثبات پایدار نرسیده و بیش از آنکه صلحی واقعی باشد، فعلا به چارچوبی برای مهار موقت بحران شباهت دارد. نخستین نشانه این وضعیت، ادامه برخوردهای نظامی و نااطمینانی درباره مسیر دیپلماسی است. گزارش‌هایی از حملات محدود و پاسخ‌های متقابل در منطقه منتشر شده و همزمان برخی رسانه‌های بین‌المللی از احتمال تعویق یا لغو دور جدید مذاکرات ایران و امریکا خبر داده‌اند؛ مذاکراتی که قرار بود در سوییس برگزار شود. این وضعیت نشان می‌دهد که حتی در سطح دیپلماتیک نیز هنوز مسیر تفاهم کاملا تثبیت نشده است. در واقع، تهران و واشنگتن می‌کوشند در حالی که اصل تفاهم را حفظ می‌کنند، از طریق فشارهای محدود نظامی و سیاسی، موقعیت خود را در میدان و میز مذاکره تقویت کنند. حاصل چنین وضعی، نه صلح است و نه جنگ؛ بلکه نوعی تنش کنترل ‌شده است که در آن دو طرف از گسترش بحران پرهیز دارند، اما همچنان ابزار فشار را کنار نگذاشته‌اند. در این میان، تنگه هرمز به مهم‌ترین کانون اختلاف بدل شده است. گزارش‌ها از شکل‌گیری سه مسیر مختلف برای عبور کشتی‌ها در این آبراه حکایت دارد؛ مسیری نزدیک عمان، مسیر سنتی میانی و مسیری در شمال که تحت کنترل ایران توصیف می‌شود. این آشفتگی نشان می‌دهد مساله حاکمیت عملی بر عبور و مرور در تنگه هنوز حل نشده است. برای شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران نیز این ابهام، چیزی جز افزایش ریسک، هزینه و نااطمینانی نیست. اگر در مذاکرات آینده قواعد روشن و مورد توافقی برای مدیریت این گذرگاه تعیین نشود، احتمال برخوردهای بیشتر در دریا دور از انتظار نخواهد بود. در کنار این مساله، موضع اسراییل نیز یکی از عوامل مهم شکنندگی تفاهم است. 
نخست‌وزیر اسراییل آشکارا گفته است که کشورش طرف این توافق نبوده و منافع امنیتی خود را مستقل از آن پیگیری خواهد کرد. همزمان، گزارش‌هایی از ادامه حملات محدود اسراییل در جنوب لبنان و حتی آماده‌سازی برای عملیات گسترده‌تر علیه زیرساخت‌های حزب‌الله منتشر شده است. این تحولات نشان می‌دهد تل‌آویو نگران آن است که تفاهم ایران و امریکا، به‌ویژه در پرونده لبنان، به تقویت موقعیت منطقه‌ای تهران بینجامد. از همین رو، اسراییل می‌تواند یکی از بازیگرانی باشد که با فشار سیاسی و امنیتی، در پی تغییر یا فرسایش این چارچوب برآید.
ورود پرونده لبنان به گفت‌وگوهای ایران و امریکا نیز به این تفاهم ابعادی فراتر از یک توافق دوجانبه داده است. برخی مقامات ایرانی گفته‌اند پایان جنگ در لبنان، بازگشت آوارگان و خروج اسراییل از این کشور، در زمره مفاد تفاهم قرار گرفته و حتی سازوکاری برای پیگیری اجرای آن پیش‌بینی شده است. با این حال، تداوم درگیری‌های پراکنده در جنوب لبنان نشان می‌دهد مسیر تحقق چنین اهدافی همچنان با موانع جدی روبه‌رو است. اگر چنین روندی ادامه یابد، پرونده لبنان می‌تواند هم به میدان همکاری و هم به محل اصطکاک تازه میان بازیگران منطقه‌ای تبدیل شود.
در همین حال، ورود سایر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است. گفت‌وگوی اخیر ولیعهد عربستان سعودی با رییس‌جمهور فرانسه درباره تفاهم ایران و امریکا نشان می‌دهد قدرت‌های منطقه‌ای و اروپایی نیز در حال ارزیابی پیامدهای این تحول هستند. چنین تحرکاتی بیانگر آن است که سرنوشت این تفاهم تنها به اراده تهران و واشنگتن وابسته نیست و دیگر بازیگران نیز در شکل‌دهی به نظم احتمالی پسابحران نقش خواهند داشت.
از سوی دیگر، مساله رفع تحریم‌ها نیز خود به گرهی پیچیده تبدیل شده است. گزارش‌هایی از سردرگمی دولت‌ها، بانک‌ها و شرکت‌ها در مواجهه با ترکیب متغیر مجوزهای جدید و محدودیت‌های قدیمی حکایت دارد. اگرچه برخی طرح‌ها برای کاهش یا لغو بخشی از تحریم‌ها مطرح شده، اما پیچیدگی ساختار تحریم‌ها و ملاحظات سیاسی داخلی در امریکا می‌تواند اجرای عملی این وعده‌ها را با دشواری روبه‌رو کند.
در مجموع، آنچه امروز در منطقه دیده می‌شود نه شکست کامل تفاهم است و نه موفقیت قطعی آن. این تفاهم در مرحله‌ای حساس قرار دارد؛ مرحله‌ای که سرنوشت آن به نحوه مدیریت چند گره اصلی بستگی دارد: تعیین قواعد روشن در تنگه هرمز، نحوه مواجهه با پرونده لبنان و میزان توان امریکا در مدیریت اختلافات منطقه‌ای و پیشبرد مساله تحریم‌ها. اگر این گره‌ها در مسیر مذاکرات آینده گشوده نشوند، تفاهم موجود به‌ تدریج فرسوده خواهد شد و منطقه بار دیگر به سوی چرخه‌ای از تنش‌های شدیدتر بازمی‌گردد.
در نهایت این تفاهم بیش از آنکه یک صلح پایدار باشد، فرصتی برای مهار بحران است. بقای آن نه در متن تفاهم، بلکه در میدان آزموده خواهد شد؛ جایی که هرمز، لبنان و رفتار بازیگران منطقه‌ای سرنوشت آن را رقم می‌زنند.


نظرات شما