چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵
اجتماعی

همدستی زن و مرد شیشه‌ای برای دستبرد به خانه موسیقیدان

همدستی زن و مرد شیشه‌ای برای دستبرد به خانه موسیقیدان
راه ترقی - ایران /سارق شیشه‌ای که به دستور یک زن معتاد از خانه مرد موسیقیدان سرقت کرده بود ۴ روز بعد از سرقت دستگیر شد. شامگاه جمعه گذشته وقتی مهرداد دانشجوی دکترای رشته ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - ایران /سارق شیشه‌ای که به دستور یک زن معتاد از خانه مرد موسیقیدان سرقت کرده بود ۴ روز بعد از سرقت دستگیر شد.
شامگاه جمعه گذشته وقتی مهرداد دانشجوی دکترای رشته موسیقی راهی خانه‌اش شد، با دیدن در شکسته خانه و سرقت دو گیتار، یک سه تار و تابلو فرش‌های نفیس روی دیوار و دلار و طلا‌هایی که داخل خانه داشت شوکه شد.
وی بلافاصله با پلیس تماس گرفت و تیمی از کارآگاهان راهی محل شدند. پسر جوان توضیح داد که برای میهمانی به خانه یکی از دوستانش رفته و زمانی که بازگشته بود با صحنه سرقت مواجه شده بود.
بازبینی دوربین‌های خانه
در ورودی خانه تخریب شده و خانه بهم ریخته بود؛ همین مسأله نشان می‌داد که سارق یا سارقان به خانه ناآشنا بوده‌اند. کارآگاهان پلیس به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت پرداختند. دوربین‌ها غیر از ورود و خروج اهالی ساختمان مورد مشکوکی را نشان ندادند.
همین مسأله احتمال دست داشتن یکی از اهالی ساختمان در سرقت را پررنگ کرد. بدین ترتیب فهرستی از ساکنان ساختمان تهیه شد و در میان آنها، مأموران به مرد جوانی به نام اردلان رسیدند که سابقه اعتیاد و مواد مخدر در پرونده خود داشت.
با این احتمال که اردلان در این سرقت نقش داشته باشد، کارآگاهان به سراغ مرد شیشه‌ای رفتند. اردلان ابتدا منکر سرقت بود، اما در بازرسی از خانه او، یکی از تابلو فرش‌ها و مقداری دلار پیدا شد.
اردلان که دستش رو شده بود، به سرقت با همدستی زنی شیشه‌ای اعتراف کرد. به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت تحقیقات برای دستگیری زن جوان و کشف سایر اموال سرقتی ادامه دارد.
سرقت به دستور یک زن
اردلان به اتهام مواد مخدر و اعتیاد چند باری بازداشت شده، اما این اولین باری است که به خاطر سرقت بازداشت می‌شود. پسر جوان که در تمام مراحل تحقیقات مدعی بود اغفال شده گفت: افسانه مرا مجبور به این کار کرد، او مدام به من می‌گفت که همسایه‌ات موسیقیدان است و وضع مالی‌اش خوب است و اگر از خانه او سرقت کنیم خرج چند ماه موادمان جور می‌شود.
با افسانه چطور آشنا شدی؟
در پاتوق مواد فروشان. افسانه هم یک معتاد مثل من بود که برای تأمین هزینه مواد مخدرش دست به دله دزدی می‌زد. اما چون من پدر و مادر پولداری دارم به زور از آنها پول می‌گرفتم و خرج موادم می‌کردم.
افسانه همسایه تو را از کجا می‌شناخت؟
زمانی که پدر و مادرم به مسافرت می‌رفتند افسانه به خانه ما می‌آمد. ما طبقه دوم زندگی می‌کردیم و می‌شنیدیم که مدام از خانه دکتر صدای ساز می‌آید. چند باری هم دیده بودیم که گیتار و تار با خود حمل می‌کند و هنرجوهایش به خانه می‌آمدند. افسانه می‌گفت آنهایی که اهل هنر هستند وضع‌شان خوب است و می‌توانیم از آنها سرقت کنیم.‌
می‌دانی افسانه کجاست؟
احتمالاً در پاتوق باید باشد، او جای درست و حسابی نداشت و هر زمان می‌خواستم او را ببینم به پاتوق‌مان می‌رفتم.


نظرات شما