شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
اجتماعی

قتل هولناک همسر و مادرزن با انگیزه سرقت یک مشت طلا!

قتل هولناک همسر و مادرزن با انگیزه سرقت یک مشت طلا!
راه ترقی - همشهری / اسرار قتل مادر و دختری در خیابان کارگر جنوبی تهران بعد از ۷ ماه با اعترافات مرد آشنا رازگشایی شد. این حادثه چهارم تیر ماه امسال رخ داد. آن روز گزارش ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - همشهری / اسرار قتل مادر و دختری در خیابان کارگر جنوبی تهران بعد از ۷ ماه با اعترافات مرد آشنا رازگشایی شد.
این حادثه چهارم تیر ماه امسال رخ داد. آن روز گزارش قتل مادر و دختری به تیم جنایی پایتخت اعلام شد. قربانیان زنی ۶۰ ساله به همراه دخترش ۳۹ ساله ‌اش بودند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند.
بررسی ها حکایت از این داشت که زن جوان به صورت موقت با مردی به نام فریبرز ازدواج کرده بود اما با شروع حمله اسرائیل به ایران، به خانه مادرش رفته و همراه او زندگی می‌کرد. از سوی دیگر معلوم شد مادر وی با آغاز جنگ چند شمش و مقداری طلای آب شده که در آن زمان ارزش ۳ میلیاردی داشت را از صندوق امانات بانک تحویل گرفته و به خانه‌اش منتقل کرده بود و حالا همه آنها سرقت شده بود.
این مسئله نشان می داد که زن جوان و مادرش قربانی سرقت مرگبار شده اند اما نکته مهم ماجرا این بود که بررسی‌ها از این حکایت داشت که جنایت از سوی فردی آشنا رخ داده است.
بازار



بازداشت دو مظنون
با انجام تحقیقات میدانی،‌ ۲ مظنون در این پرونده بازداشت شدند؛ ‌نخستین فرد، همسر موقت زن جوان ( یکی از مقتولان) بود و دومین نفر، مردی که از آشنایان قربانیان بودند. تحقیق از دو مظنون این پرونده ادامه داشت اما آنها منکر جنایت بودند. در ادامه مشخص شد که مظنون دوم نقشی در جنایت نداشته است. او آزاد شد اما همسر مقتول ، با توجه به مدارک و شواهد موجود همچنان در بازداشت ماند و تحقیق از او توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران ادامه داشت تا اینکه دیروز او بعد از گذشت ۷ ماه قفل سکوت خود را شکست و به دو جنایت اقرار کرد. او در ابتدا انگیزه خود را اختلاف با همسر صیغه ای خود دانست اما بعد گفت با انگیزه سرقت شمش های طلا، دست به جنایت زده است. تحقیقات از او زیر نظر بازپرس جنایی تهران ادامه دارد.
ندامت
متهم به قتل مردی ۳۵ ساله است که ۷ ماه تمام سکوت کرده و اسرار قتل را فاش نمی کرد. او سرانجام دیروز تصمیم گرفت حقایق را بیان کند و به عذاب وجدان خود پایان بدهد.
انگیزه از جنایت چه بود؟
مینا از همسرش جدا شده بود که با هم آشنا شدیم. بعد از مدتی تصمیم گرفتیم به صورت موقت با یکدیگر ازدواج کردیم اما با هم اختلاف داشتیم. مدام بر سر مسائل کوچک با یکدیگر،‌بحث می کردیم اما انگیزه اصلی من، به دست آوردن طلاهای مینا همسر صیغه ای بود.
چرا مادرش را به قتل رساندی؟
همسرم به محض شروع جنگ، به خانه مادرش رفت. روزی که به خانه مادرزنم رفتم تا درباره گرفتن طلاهایش با او صحبت کنم او حاضر نشد طلاهایش را به من بدهد. عصبانی شدم و جان هردو را گرفتم.
تعریف کن، روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
با شروع حمله اسرائیل به ایران، همسرم به بانک رفت و طلاهایش را گرفت. قبل از آن هم بارها از او خواستم طلاهایش را به من بدهد تا یک کار جدید شروع کنم اما همسرم قبول نمی کرد. وقتی متوجه شدم از صندوق طلاهایش را گرفته و به خانه مادرش برده است به آنجا رفتم. با خود گفتم اگر باز هم مخالفت کند ، جانش را می گیرم. ناچار شدم به زندگی مادرش هم پایان بدهد. سپس طلاها را برداشتم و رفتم اما فکر نمی کردم که دستم رو شود.
شغلت چیست؟
من تراشکار هستم اما کار ثابتی ندارم. دلم می خواست برای خودم یک کار جدید آغاز کنم و نیاز به سرمایه داشتم. اگر همسرم قبول می کرد شاید الان خودش و مادرش زنده بودند اما باید بگویم که خیلی پشیمانم؛‌اشتباه بزرگی مرتکب شده ام.


نظرات شما